تبليغاتX
جغرافیا

ارامنه اراک

 

در زمان شاه عباس صفو ی گروه زیادی از ارامنه در حدود سال های 1605 و 1606 میلادی از نواحی قفقاز و ارمنستان روسیه به اصفهان کوچ داده شدند . مهاجرین به اصفهان را به دو قسمت کرد : صنعت گران را در قسمتی از اصفهان که بعد ا جلفا خوانده شد و کشاورزان را در چهار محال و فریدن سکنی داد . اکثر ارامنه فعلی اصفهان از اعقاب همان مهاجرین می باشند .

ارامنه مناطق چهار محال و فریدن کم کم در روستاهای اطراف پراکنده گردیده و در بسیاری از روستاهای استان لرستان و مرکزی کنونی (به مرکزیت اراک ) نیز ساکن شدند و به امر کشاورزی. دامداری و تولید صنایع دستی از جمله فرش پرداختند . در سال 1932 میلادی (1311 ه.ش) 5870 نفر ارمنی در حوزه ((بربرود)). 2632 نفر در حوزه ((جاپلق)) 3510 نفر در حوزه ((کمره)) و 4156 نفر در روستاهای ((کزاز)) استان مرکزی سرشماری گردیده اند. کتاب ((ارامنه ایران (از سال 1941تا 1979))که در سال 1989 میلادی در ایروان به چاپ رسیده اطلاعات جامعی در مورد تعداد ارامنه چهار منطقه فوق الذکر به دست می دهد .  

 

((بربرود))در گذشته این ناحیه جزیی از استان اصفهان بوده ولی بعدا جزو استان مرکزی شده است .این منطقه در غرب اصفهان و اطراف اراک واقع شده است . در سال 1933 بربرود دارای 22 روستای ارمنی نشین بوده است که در این روستا 937 خانوار ارمنی با 5870 نفر زندگی می کرده اند . اسامی این روستاها عبارتنداز : آب باریک – ازنا –آناوش- بارگلا – بورگ (برج) – گایگان – گوژ – گوران – داری چا – دهنو – خورزند – هندا – مغاک قره کهریز – نصرآباد – شاوراوا – چارباغ – جان خوش – سنگ سفید – پهراه – کنز و فرج آباد . در این روستاها ارامنه و مسلمانان با هم زندگی می کرده اند . در سال 1946 میلادی بربرود 19 روستای ارمنی نشین داشت که ارامنه 7 روستای آناوشی – بورگ – پهراه – شاوراوا – چارباغ بالا – جان خوش و کنز (کوه سر ) به ارمنستان مراجعت می کنند و ما بقی روستاها می مانند که اکثر آنها نیز به تهران و شهرهای بزرگ و تهدادی نیز به مناطق دیگر کوچ می کنند. در سال 1952 این منطقه 8 روستای ارمنی نشین داشت با 1132 نفر جمعیت که در سال های بعد به تدریج ارامنه از آنجا مهاجرت کردند به طوری که در سال1967 میلادی تنها در خورزند 18 جفت و فرج آباد 4 جفت رعیت (کشاورزی ) مربوط به ارامنه بوده است که در سال 1969 میلادی این تعداد در خورزند 4 جفت و در فرج آباد 10جفت می شود .

((جاپلق )):همسایه بربرود بوده و تعدادی روستای ارمنی نشین داشته که در سال 1946 میلادی بیشتر ساکنان ارمنی این منطقه به ارمنستان مراجعت می کنند و مابقی که معدودی از جماعت را تشکیل می دادند به تهران مهاجرت می نمایند.

 

((کمره )): کمره در شمال بربرود و جاپلق قرار دارد . در سال 1932 میلادی ارامنه در 8 روستای این منطقه به نام های لیلیان – قورچی باشی – چارتاق (چارباغ) – مزرعه -  رباط (مخروبه ) –ساکی –– دره شور و قانیان ماشیان زندگی می کرده اند .

 در سال 1946 معدودی از ارامنه این منطقه به ارمنستان رفتند و کثیری از آنها به تهران و سایر شهرها مهاجرت نمودند . به طوری که در سال 1952 این منطقه در هفت روستا جمعا 2158 خانوار داشته است . در سال 1962 تنها در روستای لیلیان 60 و در سال 1967 تنها 4 خانوار ارمنی ساکن بوده اند و اکثر ساکنین ان به تهران مهاجرت کرده اند .

 

((کزاز)) : این منطقه چسبیده به چاپلق و کمره در شمال غربی این دو منطقه و در فاصله 30 کیلومتری اراک قرار دارد . در سال 1932 این منطقه دارای 15 روستای ارمنی نشین با 4156 خانوار ارمنی بوده است . از این منطقه در سال 1946 تعداد کمی از ارامنه به ارمنستان مهاجرت کردند و در 10 روستای این منطقه – ارامنه به مرور زمان کم شدند . تا سال 1962 میلادی ارامنه در 5 روستای ذیل سکونت داشته اند : دو قلعه حسین آباد و مهدی آباد – حسین آباد – مهاجران – همریون – کلاوه و عباس آباد .

در سال 1967 فقط 2 روستای ارمنی نشین عباس آباد و کلاوه در این منطقه وجود داشت . در اوایل سال 1970 فقط در این روستا ارامنه زندگی می کرده اند و کلا 10 خانوار بوده اند که در کارخانه قند شازند اشتغال داشته اند

 

ارامنه اراک

اولین نشان حضور ارامنه در شهر اراک را می توان در کتاب ((سالنامه همگان ))نوشته ((گاروگورگیان )) یافت . در این کتاب که به سال 1958 میلادی به زبان ارمنی در بیروت چاپ گردیده آمده است (( تعداد معدودی از ارامنه جلفای اصفهان بین سال های 1903 و 1902 به عنوان منشی و حسابدار در کنسولگری انگلستان در اراک ساکن شدند.

در سال 1905 میلادی تعداد 8 خانوار ارمنی در اراک ساکن بودند . رونق صنعت فرش بافی در اراک باعث شد که تجار ارمنی روانه این شهر شده و مراکز فرش بافی در این شهر دایر نمایند که از جمله تجار بزرگ ارمنی سکونت یافته در اراک میتوان (گاراگوزیان ))

((گیو لبنگیان)) -  ((تافشانچیان)) –((تلفیان)) و ... را نام برد . به همین دلیل از چهار منطقه اطراف اراک و همچنین از جلفای اصفهان ارامنه جهت کار در مراکز فرش بافی راهی اراک شدند که باعث ازدیاد جماعت ارامنه گردید )) (گورگیان . گارو. سالنامه همگان 381)

چهار منطقه ارمنی نشین فوق الاشاره همچنان که قبلا نیز توضیح داده شد عبارتنداز : کزاز – بربرود – جاپلق و کمره .

آقای پهلوانیان در کتاب ((ارامنه ایران (از سال 1941 الی 1979) که به زبان ارمنی و در ایروان چاپ گردیده است در خصوص ارامنه اراک می نویسید :

((اراک در استان مرکزی ایران است و مرکز ان اراک است . در گذشته به نام سلطان آباد معروف بوده و پایه گذار آن یوسف خان ارمنی بوده که فرمانده گردان سپاه بوده است . ارامنه بین سال های 1902 تا 1903 به اراک آمدند و در آن زمان بازرگانان ارامنه در اراک کارگاه های قالی بافی و مراکز تجاری دایر کردند .چهار منطقه بوده و این ارامنه از همین چهار منطقه ارمنی نشین اطراف اراک به نامهای کزاز – کمره – چاپلق و بربرود و تعدادی نیز از جلفای اصفهان بوده اند که نزد بازرگانان جهت کار می آمدند و به همین دلیل روز به روز بر جمعیت انان افزوده شده به طوری که در دهه اول قرن بیستم به عنوان یکی از پر جمعیت ترین شهرهای ارمنی نشین – مرکز اجتماعات ارامنه مناطق چهار گانه فوق گردید ))]پهلوانیان .ح .ل. ارمنه ایران ...26[

با توجه به مستندات فوق می توان به این نتیجه رسید که حضور ارامنه در اراک در درجه اول به دلایل اقتصادی بوده است زیرا ابتدا در کنسولگری انگلستان به کار مشغول می گردند و در حدود سال های 1284 و 1283 هجری شمسی با توجه به رونق صنعت فرش بافی برخی از تجار ارمنی مبادرت به سرمایه گذاری در این صنعت نموده و خود باعث جذب ارامنه اطراف شهر اراک به عنوان کارگر در کارگاه های فرش بافی می گردند .

از سوی دیگر در همان ابتدای حضور ارامنه . می توان سه طبقه اجتماعی را از همدیگر متمایز نمود . طبقه تحصیل کردگان و باسوادان که به عنوان منشی و حسابدار مشغول به کار بوده اند . طبقه تجار و بازرگانان و طبقه کارگر .

از سوی دیگر برخی از این ارامنه – از ارامنه ایران نبوده اند و گاهی به عنوان نماینده کمپانی های فرش بافی اروپا و آمریکا از خارج به ایران و اراک آمده و پس از اتمام کار مجددا به خارج کشور مراجعه نموده اند که از جمله می توان به نمایندگان کمپانی(ازمیر) اشاره کرد . لذا می توان گفت ارامنه اراک از سه حوزه به این شهر مهاجرت کرده اند :

1- ارامنه شهرستان های اطراف اراک که عمدتا کارکنان شرکت های فرش بافی را تشکیل می داد ند.

2- ارامنه اصفهان که به عنوان منشی و حسابدار فعالیت می کرده اند .

3- ارامنه ترکیه و ارمنستان که به عنوان بازرگانان عمده و تجار و صاحبان کارگاه های بزرگ قالی بافی به اراک آمده بودند .

لازم به ذکر است که تاسیس کنسولگری انگلستان با رونق صنعت فرش بافی در اراک مصادف بوده است به طوری که (( این کنسولگری در محل کمپانی زیگلر دایر گردید و این کمپانی کار کنسولی را انجام می داد . پس از انحلال شرکت و کنسولگری . آن محل را یکی از بزرگان اراک به نام ((حاج وکیل )) خریداری می نماید که تا این اواخر بنام قلعه وکیل معروف است )) ]محتاط .محمدرضا. سیمای اراک .496[

ارامنه در صنعت فرش بافی نقش شایانی را ایفا نموده و شرکت های بزرگی را در شهر اراک تاسیس کرده اند که از آن جمله می توان به کمپانی معروف ((ازمیر)) یا ((شرق)) اشاره نمود (محل کار این شرکت در حدود کوچه الکه بوده است )]محتاط.محمدرضا . سیمای اراک .496 [

 

به نوشته آقای رضا وکیلی طباطبایی تبریزی در کتاب تاریخ عراق (اراک) :

 

((این شرکت به شرامت انگلیسی ها و عثمانی ها سرمایه خیلی عمده چند برابر کمپانی زیگلر در عراق بساط خرید و فروش و معامله فرش کلی را گسترده و "ترابیان"نام ارمنی ازمیری مدیر ان تجارتخانه بود . بعد از چند سال او از سلطان آباد به جهت افراط کاری ها در امر اقتصادی به تهران رفت . به جای آن مسیوز کین ارمنی ازمیری تبعه عثمانی وارد شده و مشغول داد و ستد گردید و فرش زیاد به آمریکا می فرستاد . دستگاه این تجارتخانه خیلی عمده هنوز موجود است . تاسیس تجارتخانه ازمیر و یا شرث از سال ..... است ]وکیلی طباطبایی تبریزی. رضا.تاریخ عراق (اراک)ج 4. [412

علاوه بر این کمپانی دیگر معتبر آن زمان که به دست ارامنه اداره می شد شرکت ((قراگوزیان)) یا ((گاراگوزیان )) بود که محل آن در حدود خیابان حجازی بوده و با حدود 200دار قالی فعالیت چشم گیری داشته است ]محتاط.محمدرضا .سیمای اراک .499[

 

جمعیت ارامنه اراک

 

برخی کارمندان شرکت زیگلر و کنسولگری انگلستان را می توان اولین مسیحیان اراک دانست . پس از آن در سال 1283 شمسی (1322 قمری و 3 – 1902 میلادی ) تعدادی از ارامنه جلفای اصفهان به عنوان منشی و حسابدار در کنسولگری انگلستان در اراک مشغول به کار می گردند .

به نوشته سالنامه همکان ((در سال 1284 شمسی (1324 قمری – 1905 میلادی ) تعداد ارامنه اراک به 8 خانوار می رسد. در سال 1325 شمسی (1946میلادی ) پس از جنگ جهانی دوم به دلیل تخلیه ارمنستان . تبلیغات وسیعی جهت مهاجرت دادن ارامنه ایران به ارمنستان صورت گرفت و از علاقه مندان با دادن وعده خانه . کار و امکانات ثبت نام به عمل می امد . این تبلیغات با استقبال ارامنه مواجه شده و در نتیجه خانواده های زیادی از ارامنه شهرستان ها از جمله اراک به تهران هجوم آوردند که این موضوع باعث افت شدید جکعیت ارامنه شهرستان ها گردید ]گورگیان . گارو . سالنامه همگان 382[

مرحوم دهگان در کارنامه ذیل وقایع سال 1325 شمسی می نویسید :

((25 تیرماه ... در این ایام دسته دسته از ارامنه اراک به طرف ارمنستان کوچ می کنند گویا عده ارامنه باقیمانده به خمس هم نرسی)). ]دهگان .ابراهیم .کارنامه یا دوبخش دیگر از تاریخ اراک .246[

در سال 1329 (1950میلادی ) جمعیت ارامنه اراک بالغ بر 801 نفر بوده است (374 تن مرد و 427 تن زن) و در همین زمان جمعیت شهر اراک را بالغ بر 19000نفر ذکر کرده اند .]محتاط. محمدرضا . سیمای اراک.193[

رضا وکیلی طباطبایی که احتمالا در سال 1334 شمسی در اراک حضور داشته چنین می گوید (( از ملل متنوعه تبعه ایرانی در عراق نسبه خیلی کم است . در شهر سلطان آباد از جماعت ارامنه زیادتر از بیست خانوار نیست . دلی دهات کزاز از دهاتیان آن فرقه 456 خانوار در محال شراء در دهات متفرقه 59 خانوار از قدیم بوده اند که شماره آنها از دوهزار نفر زیادتر است . در کمره نیز سکنی دارند و این جماعت در دهات عدیده کزاز در چهار قریه از ماء و عباس آباد و کلاوه و مهاجران چهار مدرسه ابتدایی دایر دارند که در آنجاها السنه فارسی و ارمنی و روسی یاد می دهند . در امور مذهبی .اینها تابع خلیفه بزرگ اصفهان هستند خلیفه هورن معروف کشیش آن جماعت است .)) ]طباطبایی تبریزی . رضا تاریخ عراق(اراک).400[

در ابانماه سال 1335 برای اولین بار سرشماری عمومی به صورت علمی در ایران انجام گرفت . در این سرشماری اراک جزو استان مرکزی به مرکزیت تهران بوده است . جمعیت شهر اراک 58998 نفر تخمین زده می شود . طی همین سرشماری ((جمعیت مسیحیان استان مرکزی (به مرکزیت تهران) 68811نفر برآورده می گردد که 09/60 درصد کل مسیحیان کشور را شامل می شده و از این تعداد 30/39 درصد نیز ارمنی بوده اند ]امانی .مهدی .بررسی دموگرافیک اقلیت های مذهبی در ایران 8[

طی سرشماری نفوس و مسکن سال 1345 جمعیت استان مرکزی 4979081 نفر برآورد می گردد که شهرستان اراک 350055 نفر و جمعیت مسیحی آن شامل 1050 نفر ارمنی .2 آشوری و 37 نفر سایر بوده است . در همین زمان جمعیت شهر اراک 71925 نفر برآورد شده است .

بر اساس نتایج سرشماری سال 1345 در شهرستان تفرش 6 مسیحی که 4 نفر آن ارمنی .در شهرستان خمین 54 مسیحی که 47 نفر آن ارمنی و در شهرستان محلات 21 مسیحی که 17 نفر آن ارمنی بوده زندگی می کرده اند .]آمارنامه استان مرکزی .سال 1350. 7[

طبق سرشماری سال 1355 .کل جمعیت شهر اراک 116832 نفر و مشتمل بر1449 خانوار بوده است که 4/ درصد آن را پیروان دیگر ادیان تشکیل می داده است . طبق سرشماری سال 1365 تعداد مسیحیان شهرستان اراک 840 نفر بوده است . که از این تعداد 16 نفر در روستاها و ما بقی در شهر اراک زندگی می کرده اند و شامل408 نفر مرد و 416 نفر زن بوده اند . طی همین سرشماری مسیحیان شهرستان های تفرش 2 نفر .خمین 48 نفر . ساوه 135 نفر و سربند 25 نفر گزارش شده اند و شهرستان های آشتیان و محلات فاقد جمعیت مسیحی بوده اند ]آمارنامه استان مرکزی سال 1365[

بر اساس سرشماری سال 1375 تعداد مسیحیان شهر اراک که غالبا از ارمنه می باشند 561 نفر بوده که شامل 288 مرد و 283 نفر زن بوده اند . طی همین سرشماری در شهرستان آشتیان 3 مرد (احتمالا دانشجو ) دلیجان 1 نفر مرد . ساوه 24 نفر (14 نفر مرد و 10نفر زن) و در شهرستان سربند 8 نفر مسیحی زندگی می کرده اند .و در شهرستان های خمین . محلات و تفرش کسانی از آنان سکونت ندارد.]مرکز امار ایران 1-32030استان مرکزی جدول 3[

بنابراین در مقایسه مشخص می گردد که در طول یک دهه از تعداد مسیحیان استان بخصوص شهرستان خمین بسیار کاسته شده است .

منبع : فصلنامه راه دانش شماره -13-14 راه دانش –-مقاله ارامنه اراک وهنر –نویسنده علی آقابابا

+ نوشته شده توسط صباح در یکشنبه 19 شهریور1385 و ساعت 11:17 قبل از ظهر |

 

1-چشمه عمارت

در جنوب شرقی دشت شازند در دامنه کوه برآفتاب و کوه رازان در داخل روستای عمارت واقع شده است . این چشمه در فاصله 16 کیلومتری شرق شازند قرار دارد . فاصله این چشمه تا  روستا قدمگاه حدود 15 کیلومتر و فاصله شهر شازند از طریق قدمگاه حدود 22 کیلومتر می باشد . ارتفاع این چشمه از سطح دریا 2000متر می باشد . میزان آبدهی این چشمه در سال های مختلف با توجه به ریزش بارندگی متفاوت است به طور کلی میزان آبدهی این چشمه را نزدیک به 800 لیتر در ثانیه می توان تخمین زد .

این چشمه یکی از سر چشمه های رودخانه شراء که خود شاخه اصلی رودخانه قره چای به حساب می آید از آب این چشمه زمین های کشاورزی روستاهای عمارت . بازنه . هفته . قلعه پسیجان حصار و قلعه دیزیجان مشروب می شوند. حداکثر آبدهی این چشمه در فروردین ماه و حداقل آن در شهریور ماه می باشد . در اطراف این چشمه کوه هایی از جنس آهک اربیتولن دار برف گیری وجود دارد که چشمه عمارت در پای این کوه ها به صورت دریاچه ای هویدا گشته است و به طرف شمال جریان دارد . این چشمه از نوع کارستیکی بوده و به خاطر تاثیرات تکتونیکی تعدادی گسله با امتداد های شمال غرب –جنوب شرق در آهک ها حادث شده است که سبب کاتالیزه نمودن آب از مسافت های دور شده است همچنین اختلاف ارتفاع آهک های مزبور نسبت به دشت آبرفتی و امتداد لایه بندی تاثیر مهمی در زهکشی منابع آب زیر زمینی توسط چشمه فوق دارد  سنگ مخزن آهک های اربیتولین دار با سن کرتاسه می باشد از نظر کیفیت آب چشمه عمارت جزء آب های مناسب بوده به طوری که قابلیت هدایت الکتریکی آن به طور متوسط 382 میکورمهوس بر سانتی متر باقیمانده خشک حدود 245 میلی گرم در لیتر و میزان کلر ان 6 میلیگرم در لیتر می باشد . درجه حرارت آب چشمه در دوره آماری 70-69  حداکگثر 16 درجه سانتیگراد و حداقل حرارت 10 درجه سانتیگراد در زمستان است این چشمه در کنار روستای عمارت واقع شده و اطراف آن را خانه های مسکونی فرا گرفته است مسجد باب الحوائج عمارت بر روی یکی از چشمه های این دریاچه احداث شده است و وجود چشمه در صحن مسجد زیبایی و جاوه خاصی به سرچشمه عمارت داده است که این ویژگی چشمه عمارت کم نظیر است

 راه دسترسی به این چشمه ازاراک به دوراهی شازند و روستای قدمگاه و بعد سرچشمه عمارت می باشد .

 

2-چشمه عباس آباد

چشمه عباس آباد در شرق شهر شازند در دامنه شمالی رشته کوه راسبند و در جنوب دشت شازند واقع شده است . میزان آبدهی این چشمه به طور متوسط حدود 250تا 300 لیتر در ثانیه می باشد .

ارتفاع این چشمه از سطح دریا 1900متر می باشد از آب این چشمه روستاهای عباس آباد – اکبرآباد و قسمتی از شازند برای کشاورزی و شرب استفاده می کنند از نظر کیفیت آب این چشمه جزء آب های با کیفیت خیلی خوب و مناسب به شمار می رود . این چشمه جزءچشمه های کارستیکی می باشد در واقع کوه شازند از رشته کوه های راسبند از جنس آهک اربیتولن دار می باشد .این چشمه قسمتی از آب کوه را با توجه به وضعیت و جنس سنگ زهکشی می کند .

چشمه عباس آباد با توجه به نزدیکی به شهر شازند مکان مناسبی برای گذراندن اوقات فراغت اهالی این شهر و همچنین کسانی که به این شهر سفر می کنند

راه دسترسی به این چشمه از اراک – شازند – چشمه عباس آباد می باشد .

 

3-چشمه بلاغ حک

چشمه بلاغ حک در هفت کیلومتری شمال غرب شازند در دامنه جنوبی کوه راسبند در کنار کوه بلاغ واقع شده است . میزان آبدهی این چشمه به طور متوسط نزدیک به 300 لیتر در ثانیه می باشد آب این چشمه زمین های کشاورزی روستاهای حک بالا – حک پایین و تحت محل را مشروب می نماید .

میزان نوسان سالیانه این چشمه بسیار زیاد است به طوری که میزان آبدهی فروردین ماه این چشمه نسبت به شهریور ماه خیلی تفاوت دارد چون که میزان ریزش جوی و ذوب برف ها در فروردین ماه به حداکثر خود می رسد و با توجه به شکاف های بزرگ و زیادکوه راسبند این اختلاف آبدهی چشمگیر است . این چشمه نیز از نوع کارستیکی است و مقداری از آب این رشته کوه را که از جنس آهک اربیتولن دار می باشد زهکشی می نماید از نظر کیفیت آب این چشمه نیز جزء اب های مطلوب و مناسب است

چشمه بلاغ حک از مکان های اسطوره ای ایران می باشد و همان داستان کیخسرو و غار کیخسرو را با این چشمه ربط داده اندبه طوری که می گویند کیخسرو قبل از اینکه به غار پناه ببرد خود را دراین چشمه شستشو داده و سپس به غار پناه برده است .

دسترسی به این چشمه از اراک به دو طریق می باشد

 1-شازند  هفت کیلومتر شمال غرب شازند  -چشمه بلاغ حک

2-جاده اصلی بروجرد . راه فرعی از نزدیکی پل دوآب به روستای تحت محل و از آنجا به حک پایین – چشمه بلاغ حک .

 

3-چشمه پنجه علی

چشمه پنجه علی در شمال غرب شازند و در مسیر جاده اصلی اراک – بروجرد واقع شده است این چشمه در دامنه کوه پنجه علی و نزدیکی کوه قازک قرار دارد . جنس این کوه از آهک اربیتولن دار است لذا این چشمه نیز از نوع کارستیکی می باشد . میزان آبدهی متوسط این چشمه حدود 250 لیتر در ثانیه می باشد و تخلیه سالانه حدود 5/6 میلیون متر مکعب برآورده شده است

از نظر کیفیت آب این چشمه نیز جزء آب های مناسب برای شرب به حساب می آیددر کل این چشمه از مکان های زیبا و دیدنی شهرستان و استان به شمار می رود .

دسترسی به این چشمه از راه اصلی اراک – بروجرد امکان پذیر است این چشمه و زمین های اطراف آن زیر نظر آموزش و پرورش شهرستان شازند می باشد و در نزدیکی این چشمه هنرستان کشاورزی علی ابن ابیطالب (ع) شازند واقع شده است . در کنار این چشمه بنای زیبا و در مظهر آن استخری زیبا ساخته شده است این چشمه بر خلاف سایر چشمه های پر آب شهرستان عمومی نیست و برای بازدید از این سرچشمه نیاز به اخذ مجوزاز آموزش و پرورش شهرستان شازند می باشد

 

4-چشمه اسکان

چشمه اسکان در فاصله 19 کیلومتری شمال –شمال غرب شهر شازند در دامنه کوه لجور در نزدیکی روستای اسکان واقع شده است این چشمه با فاصله کمی در سمت شمال جاده اراک- بروجرد بین کوه لجور و رودخانه شراء قرار دارد . میزان آبدهی این چشمه به طور متوسط 200 لیتر در ثانیه می باشد . چشمه اسکان در پای کوه زیبای لجور ودر کنار وردخانه سرسبز و پر آب شراء چشم انداز زیبایی بوجود آوده است لذا از مکان های زیبا و تفریحی سیاحتی شهرستان و استان به شمار می رود .

در فصل تابستان و بهار تعداد زیادی از مردم اهالی شهر اراک برای تفریح و گذران اوقات فراغت در کنار رودخانه شراء و چشمه اسکان به این محل ها می آینددر کل مکان های طبیعی و دیدنی شمال غرب دشت شازند ((پنجه عل )) ((اسکان )) و ((رودخانه شرا )) بیشتر تاثیر گذار و تاثیر پذیر از شهر اراک می باشد .

 

5- چشمه عنبرته

چشمه عنبرته در جنوب شرق دشت شازند در دامنه شمالی کوه چال خاتون در کنار روستای عنبرته واقع شده است این چشمه از نوع چشمه های کارستیکی است و قسمتی از آب ارتفاعات کوه چال خاتون را زهکشی می نماید . میزان آبدهی این چشمه به طور متوسط در حدور 65 لیتر در ثانیه است .

چشمه عنبرته در نزدیکی چشمه بزرگ عمارت قرار دارد دسترسی به این چشمه از طریق جاده ای از قدمگاه به طرف بازنه و از بازنه به تجره به عنبرته کشیده شده می باشد . از آب این چشمه اهالی عنبرته برای کشاورزی و شرب استفاده می نماید .

 

6-چشمه قاقان

در گردنه قاقان چندین چشمه پرآب وجود دارد که مهمترین آنها چشمه قاقان است که در ارتفاع 2150متری از سطح دریا قرار گرفته است این چشمه از نوع کارستیک است و در دامنه شرقی کوه سرو قرار دارد . دسترسی به آن از طریق جاده ای که تجره را به قاقان – از طریق گردنه قاقان وصل می کند امکان پذیر است کیفیت آب این چشمه نیز خوب است اهمیت این چشمه برای کوهنوردان قابل توجه است

7-چشمه دو خواهران

چشمه دو خواهران در شرق دشت آستانه در دامنه جنوب غربی رشته کوه راسبند (کوه دو خواهران )

در ارتفاع 2360متری از سطح دریا قرار دارد . دسترسی به این چشمه از طریق جاده آسفالت شازند – نور آباد امکان پذیر است . در کیلومتر 6 جاده شازند – نورآباد در سمت چپ جاده ((شرق جاده)) با فاصله حدود 3/3 کیلومتر از جاده اصلی – جاده فرعی و خاکی جدا می شود که به روستای دو خواهران منتهی می گردد . چشمه دو خواهران در بالای روستای دو خواهران قرار دارد . و برای عامه مردم و اهالی روستایی دو خواهران این چشمه جنبه تقدیس و زیارتی دارد  کیفیت آب این چشمه بسیار خوب می باشد و زمین های کشاورزی روستای دو خواهران را مشروب می نماید . در مسیر این چشمه تا روستای دو خواهران درختان کهنسالی چون گردو – صنوبر – بید و ... وجود دارد که منظره زیبایی به این چشمه داده است . این چشمه یک چشمه کارستی است که قسمتی از آب کوه مرتفع دو خواهران را زهکشی می نماید . با توجه به موقعیت و ارتفاع بالای این چشمه در گرمای تابستان این مکان هوای خنک و مطبوعی دارد و آب چشمه نیز در تابستان خنک و گوارا با کیفیتی عالی است . هر ساله در فصل تابستان معمولاروزهای جمعه یا تعطیل تعدادی از اهالی شهرستان و یا استان از نقاط مختلف برای تفریح و یا احیانا زیارت به این مکان می آیند. در این چشمه دو تونل یه صورت غار موجود است .یک تونل که از آن آب چشمه بیرون می زندارتفاع این تونل نزدیک به دو متر و عمق ان حدود 8 متر می باشد .در بالای این تونل – تونل دیگری وجود دارد که به طور متوسط 5/1 تا 2 متر ارتفاع و بیش از 10 متر عمق دارد . این دو تونل معروف به غار دو خواهران می باشد .که طبق اعتقاد اهالی روستای دو خواهران و همچنین عده ای از مردم منطقه فقط باید خانم ها داخل این غار شوند چون معتقدند که دو خواهران از نوادگان امام علی (ع) در داخل این غار غایب و مخفی شده اند و به همین خاطر این مکان زیارتی دارد . در کل چشمه دو خواهران از نقاط کم نظیر طبیعی و دیدنی استان به شمار می رود.

منبع :جاذبه های طبیعی شهرستان سربند –بهرام شاه منصوری

+ نوشته شده توسط صباح در پنجشنبه 9 شهریور1385 و ساعت 9:20 قبل از ظهر |

نگاهی به ارامنه اراک

 

ارامنه اراک از دیر باز در روستاهای اطراف شهر زندگی می کردند . پس از آن که اراک مرکز روستاهای اطراف شهر شد گروه کثیری از ارامنه روستا نشین به شهر آمدند و در جوار مسلمنان با ایجاد مشاغل مولد و تاسیس کلیسا و مدرسه روزگار را در کمال آرامش و آسایش می گذراندند .

از سوی دیگر پس از جنگ جهانی اول که ارمنستان در جرگه کشورهای سوسیالیستی قرار گرفت جماعتی که آن رژیم نوپا را بر نمی تافتند از مرز ارس گذشتند و در شهرهای ایران مسکن گزیدند. از آن جمله عده کثیری به اراک آمدندبه طوری که طبق آمار تخمینی سالنامه معارف عراق تعداد ارامنه ساکن شهر در سال های 15-1314 هجری شمسی در حدود پانزده هزار نفر بوده است .

حضور ارامنه در اراک تاثیر فوق العاده ای در اوضاع اقتصادی و فرهنگی داشت این اقلیت در سال 1286 هجری شمسی مدرسه شرف را تاسیس کردند و نمایندگی اغلب کمپانی های بزرگ فرش اروپا و امریکا به عهده آنها بود . علاوه بر این بیشتر پزشکان تحصیل کرده اولیه شهر از ارامنه بودند .به هر حال در سال 1325هجری شمسی مهاجرت ارامنه از اراک شروع شد .

ابراهیم دهگان می نویسد (( در این ایام (1325)دسته دسته از ارامنه اراک به طرف ارمنستان کوچ می کنند . گویا عده ی ارامنه باقیه به خمس هم نرسد ))

 

منبع (( تاریخ اجتماعی اراک – مرتضی ذبیحی ))

 

+ نوشته شده توسط صباح در دوشنبه 6 شهریور1385 و ساعت 2:1 بعد از ظهر |

آشنایی بیشتر با شهرستان آشتیان

 

 کوچکترین شهرستان استان مرکزی ایران، واقع در مرکز جغرافیایی استان میان مدارات ْ34 و َ22، و ْ34 و َ34 شمالی و نصفالنهارات ْ49 و َ48 و ْ50 و َ16 شرقی (نقشة عملیات مشترک، قم) با 1920 کیلومتر مربع وسعت و 20718 نفر جمعیت (سرشماری عمومی نفوس و مسکن، نتایج مقدماتی کل کشور، 4). این شهرستان از شمال و غرب به شهرستان تفرش، از شرق به شهرستان قم و از جنوب به شهرستان اراک (مرکز استان) و محلات محدود است (شناسنامة شهرها، 7) نام پیشین آن وَرشه یا وَرَّه بوده است.

سیمای طبیعی

 حد شمالی شهرستان آشتیان از دامنة جنوبی مرتفعترین کوه این ناحیه، کوه کلاهه (به زبان محلی کوهکله) آغاز و در جنوب به زمینهای هموارِ مجاورِ کویر میقان (در شمال خاوری اراک) منتهی میشود. کوه کلاهه با ارتفاع 084‘3 متر، این شهرستان را از تفرش، و کوههای شمال شرقی، زیرگان، با 640‘2 متر بلندی آن را از بخش دستجرد (از شهرستان قم) جدا میسازد (نقشة عملیات مشترک). بر اثر بالا آمدن کوه کلاهه و فرو نشستن بخش جنوبی آن، تندان پرشیبی نزدیک به قائم و نیز کوههایی که از متفرعات کوه کلاهه به شمار میآید، پدید آمده است. این کوهها هریک نامی دارد: میراب (فیلکوه)، وریانان، دَسْتِزما، توتستان (پونستان) و دیدگاه. کوه دیدگاه در پی آتشفشانی زیردریایی شکل یافته و قلة 200‘2 متری آن را توفها و گدازههای آتشفشانی پوشانده است (از این توفها به جای سنگ پا استفاده میشود). در این کوهها و دامنههای جنوبی آنها، آثاری از آهکهای نومولیتدار، توفهای سبز، توفهای بازالتی، جوش سنگها، سنگوارههای اسکوتلا، لایههای ماسهسنگ از دورههای اولیگوسِن و بوردیگالین و نیز نشانههایی از کنارة دریایی از دوران سوم دیده میشود. در دامنة این مرتفعات، درهها و مسیلهای بسیاری پدید آمده که هریک را به نامی میخوانند. سیلابهای این درهها و مسیلها همه به سوی جنوب روان میگردد و به کویر میقان میریزد و در مسیر خود آبرفتهایی از آهک رس (مارن)، رس خالص، شن و انواع دیگر تشکیل میدهد که در همهجا یکسان نیست (قریب، 9-10، 13-15). ارتفاع مناطق شمالی شهرستان از سطح دریا تقریباً 000‘2 متر است؛ این ارتفاع از شمال به سوی جنوب کاهش مییابد. آب و هوای آن خشک و سرد است. بارندگی معمولاً از اواخر آبان و اوایل آذر آغاز میگردد و تا اواسط بهار ادامه مییابد؛ میزان بارندگی سالانه در نواحی کوهستانی از 200 تا 250 میلیمتر در سال تغییر میکند. این میزان در نواحی کویری تا 100 میلیمتر پائین میآید (آمارنامه، د؛ قریب، 9، 15). فصل سرما در بخش شمالی از اول تا آذر آغاز میگردد و تا اواسط فروردین و گاه تا پایان آن ادامه مییابد. گاهی زمستانها در این بخش از شهرستان به قدری سرد و طولانی میشود که در اوایل بهار برای بیرون آوردن کشتزارهای گندم و جو از زیر برف ناگزیرند بر آنها خاکستر بیفشانند و گاه سرما و یخبندان شدید موجب یخزدگی و فساد ریشة گندم و جو میگردد (قریب، 15(

بیشتر نواحی شهرستان به علت واقع شدن میان کوهها (در شمال) و کویر میقان (در جنوب) تقریباً پیوسته در معرض وزش باد است. جهت بادها روزها از کویر به سوی کوه و شبها از کوه به سوی کویر است. علاوه بر بادهای شبانه روزی، گاهی نیز بادهایی از جنوب غربی به شمال شرقی میوزد که غالباًهمراه   باباران است(قریب،16؛فووریه،390.(
پیشینة تاریخی: ناحیهای که امروز شهرستان آشتیان به شمار میآید، تقریباً همان سرزمینی است که در متون کهن «وَرَه» (وَرَّه) نامیده شده است.( البلدان یعقوبی (کهنترین مأخذ در این باب، حدود 280ق/893م) در ذیل «قم و مضافات آن» نوشته است: «... و سپس به کوههای آن میرسد، که از آنهاست کوهی معروف به روستای سرداب و کوهی معروف به مَلاحه و آن را دوازده روستاست: ... و روستای فراهان و روستای وَرَه و روستای طبرس ...» (ص 49، 50). مؤلف تاریخ قم از کتاب اصفهان نقل کرده است که: «تکویر قم بر چهار رستاق است از جمله رساتیق اصفهان ... رستاقهای چهارگانة اصفهانی ]کذا[، رستاق کمیدان، رستاق اناربار، رستاق ورَّه ...» (قمی، 57) وی میافزاید: «عدد دیههای این رساتیق چهارگانه به قم بر وجهی که مثبت است در کتاب ریوع و در دیوان فارسی و در دستورات قدیمه سیصد و چهل و سه دیهاند و بیست و سه طسوج: ... رستاق ورَّه پنج طسوج ]و[ هفتاد و نه قریه» است (صص 57، 58). در فصل سوم از باب دوم، پس از بحث مفصل در باب خراج قم، به ذکر اسامی «ضَیْعتها و دیههای» رساتیق، ((مجرد از مال و خراج» آنها پرداخته و 36 موضع و دیه رستاق وره را برشمرده است (صص 122، 135، 138). مؤلف تاریخ اراک کوشیده تا نام آبادیهای ناحیة آشتیان امروز را با نام 35 موضع و دیه مذکور در تاریخ قم تطبیق دهد. وی 23 آبادی موجود را همان «مواضع و دیههای» رستاق وره دانسته که از آن میان اشتجان است (دهگان، 142، 143؛ نیز نکـ آشتیان، شهر)

این ناحیه در گذشتههای دور جزء سرزمین کوهستانی پهناوری بوده است که یونانیان آن را مِدیا (لسترنج، 200؛ افضلالملک، افضلالتواریخ، 299) و جغرافینویسان اسلامی، الجبال (ابنحوقل، 304)، ناحیت جبال (حدودالعالم، 139)، اقلیمالجبال (مقدسی، 384)، قهستان عراق (بکران، 56)، جبال و عراق (یاقوت، 2/99)، کوهستان (اصطخری، 161) و ولایت عراق عجم (مستوفی، 51) نامیدهاند. یاقوت به کار بردن نام «عراق» را برای سرزمین جبال غلط و اصطلاحی نو میداند و مینویسد وجه تسمیة آن معلوم نیست و آنگاه به حدس، وجهی برای این نامگذاری بیان میکند (2/99).
باتوجه به روایات مربوط به آتشکدههای واقع در رستاق وره و فراهان و جز آن (ابنفقیه، 75، 77؛ قمی، 88-90؛ دهگان، تاریخ اراک، 11، 14)، میتوان حدس زد که این ناحیه در دورة پیش از اسلام از اهمیتی مذهبی برخوردار بوده است و با آنکه این ناحیه و نواحی مجاور آن: قم، کاشان، اصفهان، قزوین، زنجان و ری در سالهای 21 تا 24ق/642 تا 645م به تصرف مسلمانان درآمد (ابناثیر، 3/18-24؛ بلاذری، 308)، آتشکدة قریة فردجان «تا آنگاه که بیرون ]ابنفقیه: برون[ ترکی امیر قم بدین دیه رسید ... و آن را در سنة ثمان و ثمانین و مأتین ]288ق/901؛ ابنفقیه: 282ق/895م[ گرفت ... و آتشکده را زیر و زبر گردانید و آتش را بنشاند» به جای بوده است (قمی، 89؛ ابنفقیه، 77)

اجمالاً این قدر میدانیم که فتح وره، طبرس و فراهان در 23 و 24ق/644 و 645م، در روزگار خلافت عمربنخطاب انجام گرفته. ولی تعیین تاریخ دقیق و نیز نام سرداری که نخستینبار به این سرزمین گام نهاد، مشکل است، زیرا متون در این نکته که آیا این ناحیه با فتح قم، اصفهان یا همدان به صرف مسلمانان درآمده، خموشاند. قم را ابوموسی عبداللهبنقیس اشعری در 23ق/644م گشود. اصفهان در همین سال توسط عبداللهبنبُدَیْلبنوَرْقاء خُزاعی فتح شد و همدان در 23 یا 24ق/644 یا 645م به دست جریربنعبدالله بَجْلی گشوده شد (بلاذری، 306، 308؛ ابناثیر، 3/18-24). تاریخ قم اندکی دقیقتر در اینباره سخن گفته: «ملک ]مالک[بنعامر اشعری با پسرعمّ خود ابیموسی اشعری از کوفه به ناحیت بصره و اهواز و اص