تبليغاتX
جغرافیا

ارامنه اراک

 

در زمان شاه عباس صفو ی گروه زیادی از ارامنه در حدود سال های 1605 و 1606 میلادی از نواحی قفقاز و ارمنستان روسیه به اصفهان کوچ داده شدند . مهاجرین به اصفهان را به دو قسمت کرد : صنعت گران را در قسمتی از اصفهان که بعد ا جلفا خوانده شد و کشاورزان را در چهار محال و فریدن سکنی داد . اکثر ارامنه فعلی اصفهان از اعقاب همان مهاجرین می باشند .

ارامنه مناطق چهار محال و فریدن کم کم در روستاهای اطراف پراکنده گردیده و در بسیاری از روستاهای استان لرستان و مرکزی کنونی (به مرکزیت اراک ) نیز ساکن شدند و به امر کشاورزی. دامداری و تولید صنایع دستی از جمله فرش پرداختند . در سال 1932 میلادی (1311 ه.ش) 5870 نفر ارمنی در حوزه ((بربرود)). 2632 نفر در حوزه ((جاپلق)) 3510 نفر در حوزه ((کمره)) و 4156 نفر در روستاهای ((کزاز)) استان مرکزی سرشماری گردیده اند. کتاب ((ارامنه ایران (از سال 1941تا 1979))که در سال 1989 میلادی در ایروان به چاپ رسیده اطلاعات جامعی در مورد تعداد ارامنه چهار منطقه فوق الذکر به دست می دهد .  

 

((بربرود))در گذشته این ناحیه جزیی از استان اصفهان بوده ولی بعدا جزو استان مرکزی شده است .این منطقه در غرب اصفهان و اطراف اراک واقع شده است . در سال 1933 بربرود دارای 22 روستای ارمنی نشین بوده است که در این روستا 937 خانوار ارمنی با 5870 نفر زندگی می کرده اند . اسامی این روستاها عبارتنداز : آب باریک – ازنا –آناوش- بارگلا – بورگ (برج) – گایگان – گوژ – گوران – داری چا – دهنو – خورزند – هندا – مغاک قره کهریز – نصرآباد – شاوراوا – چارباغ – جان خوش – سنگ سفید – پهراه – کنز و فرج آباد . در این روستاها ارامنه و مسلمانان با هم زندگی می کرده اند . در سال 1946 میلادی بربرود 19 روستای ارمنی نشین داشت که ارامنه 7 روستای آناوشی – بورگ – پهراه – شاوراوا – چارباغ بالا – جان خوش و کنز (کوه سر ) به ارمنستان مراجعت می کنند و ما بقی روستاها می مانند که اکثر آنها نیز به تهران و شهرهای بزرگ و تهدادی نیز به مناطق دیگر کوچ می کنند. در سال 1952 این منطقه 8 روستای ارمنی نشین داشت با 1132 نفر جمعیت که در سال های بعد به تدریج ارامنه از آنجا مهاجرت کردند به طوری که در سال1967 میلادی تنها در خورزند 18 جفت و فرج آباد 4 جفت رعیت (کشاورزی ) مربوط به ارامنه بوده است که در سال 1969 میلادی این تعداد در خورزند 4 جفت و در فرج آباد 10جفت می شود .

((جاپلق )):همسایه بربرود بوده و تعدادی روستای ارمنی نشین داشته که در سال 1946 میلادی بیشتر ساکنان ارمنی این منطقه به ارمنستان مراجعت می کنند و مابقی که معدودی از جماعت را تشکیل می دادند به تهران مهاجرت می نمایند.

 

((کمره )): کمره در شمال بربرود و جاپلق قرار دارد . در سال 1932 میلادی ارامنه در 8 روستای این منطقه به نام های لیلیان – قورچی باشی – چارتاق (چارباغ) – مزرعه -  رباط (مخروبه ) –ساکی –– دره شور و قانیان ماشیان زندگی می کرده اند .

 در سال 1946 معدودی از ارامنه این منطقه به ارمنستان رفتند و کثیری از آنها به تهران و سایر شهرها مهاجرت نمودند . به طوری که در سال 1952 این منطقه در هفت روستا جمعا 2158 خانوار داشته است . در سال 1962 تنها در روستای لیلیان 60 و در سال 1967 تنها 4 خانوار ارمنی ساکن بوده اند و اکثر ساکنین ان به تهران مهاجرت کرده اند .

 

((کزاز)) : این منطقه چسبیده به چاپلق و کمره در شمال غربی این دو منطقه و در فاصله 30 کیلومتری اراک قرار دارد . در سال 1932 این منطقه دارای 15 روستای ارمنی نشین با 4156 خانوار ارمنی بوده است . از این منطقه در سال 1946 تعداد کمی از ارامنه به ارمنستان مهاجرت کردند و در 10 روستای این منطقه – ارامنه به مرور زمان کم شدند . تا سال 1962 میلادی ارامنه در 5 روستای ذیل سکونت داشته اند : دو قلعه حسین آباد و مهدی آباد – حسین آباد – مهاجران – همریون – کلاوه و عباس آباد .

در سال 1967 فقط 2 روستای ارمنی نشین عباس آباد و کلاوه در این منطقه وجود داشت . در اوایل سال 1970 فقط در این روستا ارامنه زندگی می کرده اند و کلا 10 خانوار بوده اند که در کارخانه قند شازند اشتغال داشته اند

 

ارامنه اراک

اولین نشان حضور ارامنه در شهر اراک را می توان در کتاب ((سالنامه همگان ))نوشته ((گاروگورگیان )) یافت . در این کتاب که به سال 1958 میلادی به زبان ارمنی در بیروت چاپ گردیده آمده است (( تعداد معدودی از ارامنه جلفای اصفهان بین سال های 1903 و 1902 به عنوان منشی و حسابدار در کنسولگری انگلستان در اراک ساکن شدند.

در سال 1905 میلادی تعداد 8 خانوار ارمنی در اراک ساکن بودند . رونق صنعت فرش بافی در اراک باعث شد که تجار ارمنی روانه این شهر شده و مراکز فرش بافی در این شهر دایر نمایند که از جمله تجار بزرگ ارمنی سکونت یافته در اراک میتوان (گاراگوزیان ))

((گیو لبنگیان)) -  ((تافشانچیان)) –((تلفیان)) و ... را نام برد . به همین دلیل از چهار منطقه اطراف اراک و همچنین از جلفای اصفهان ارامنه جهت کار در مراکز فرش بافی راهی اراک شدند که باعث ازدیاد جماعت ارامنه گردید )) (گورگیان . گارو. سالنامه همگان 381)

چهار منطقه ارمنی نشین فوق الاشاره همچنان که قبلا نیز توضیح داده شد عبارتنداز : کزاز – بربرود – جاپلق و کمره .

آقای پهلوانیان در کتاب ((ارامنه ایران (از سال 1941 الی 1979) که به زبان ارمنی و در ایروان چاپ گردیده است در خصوص ارامنه اراک می نویسید :

((اراک در استان مرکزی ایران است و مرکز ان اراک است . در گذشته به نام سلطان آباد معروف بوده و پایه گذار آن یوسف خان ارمنی بوده که فرمانده گردان سپاه بوده است . ارامنه بین سال های 1902 تا 1903 به اراک آمدند و در آن زمان بازرگانان ارامنه در اراک کارگاه های قالی بافی و مراکز تجاری دایر کردند .چهار منطقه بوده و این ارامنه از همین چهار منطقه ارمنی نشین اطراف اراک به نامهای کزاز – کمره – چاپلق و بربرود و تعدادی نیز از جلفای اصفهان بوده اند که نزد بازرگانان جهت کار می آمدند و به همین دلیل روز به روز بر جمعیت انان افزوده شده به طوری که در دهه اول قرن بیستم به عنوان یکی از پر جمعیت ترین شهرهای ارمنی نشین – مرکز اجتماعات ارامنه مناطق چهار گانه فوق گردید ))]پهلوانیان .ح .ل. ارمنه ایران ...26[

با توجه به مستندات فوق می توان به این نتیجه رسید که حضور ارامنه در اراک در درجه اول به دلایل اقتصادی بوده است زیرا ابتدا در کنسولگری انگلستان به کار مشغول می گردند و در حدود سال های 1284 و 1283 هجری شمسی با توجه به رونق صنعت فرش بافی برخی از تجار ارمنی مبادرت به سرمایه گذاری در این صنعت نموده و خود باعث جذب ارامنه اطراف شهر اراک به عنوان کارگر در کارگاه های فرش بافی می گردند .

از سوی دیگر در همان ابتدای حضور ارامنه . می توان سه طبقه اجتماعی را از همدیگر متمایز نمود . طبقه تحصیل کردگان و باسوادان که به عنوان منشی و حسابدار مشغول به کار بوده اند . طبقه تجار و بازرگانان و طبقه کارگر .

از سوی دیگر برخی از این ارامنه – از ارامنه ایران نبوده اند و گاهی به عنوان نماینده کمپانی های فرش بافی اروپا و آمریکا از خارج به ایران و اراک آمده و پس از اتمام کار مجددا به خارج کشور مراجعه نموده اند که از جمله می توان به نمایندگان کمپانی(ازمیر) اشاره کرد . لذا می توان گفت ارامنه اراک از سه حوزه به این شهر مهاجرت کرده اند :

1- ارامنه شهرستان های اطراف اراک که عمدتا کارکنان شرکت های فرش بافی را تشکیل می داد ند.

2- ارامنه اصفهان که به عنوان منشی و حسابدار فعالیت می کرده اند .

3- ارامنه ترکیه و ارمنستان که به عنوان بازرگانان عمده و تجار و صاحبان کارگاه های بزرگ قالی بافی به اراک آمده بودند .

لازم به ذکر است که تاسیس کنسولگری انگلستان با رونق صنعت فرش بافی در اراک مصادف بوده است به طوری که (( این کنسولگری در محل کمپانی زیگلر دایر گردید و این کمپانی کار کنسولی را انجام می داد . پس از انحلال شرکت و کنسولگری . آن محل را یکی از بزرگان اراک به نام ((حاج وکیل )) خریداری می نماید که تا این اواخر بنام قلعه وکیل معروف است )) ]محتاط .محمدرضا. سیمای اراک .496[

ارامنه در صنعت فرش بافی نقش شایانی را ایفا نموده و شرکت های بزرگی را در شهر اراک تاسیس کرده اند که از آن جمله می توان به کمپانی معروف ((ازمیر)) یا ((شرق)) اشاره نمود (محل کار این شرکت در حدود کوچه الکه بوده است )]محتاط.محمدرضا . سیمای اراک .496 [

 

به نوشته آقای رضا وکیلی طباطبایی تبریزی در کتاب تاریخ عراق (اراک) :

 

((این شرکت به شرامت انگلیسی ها و عثمانی ها سرمایه خیلی عمده چند برابر کمپانی زیگلر در عراق بساط خرید و فروش و معامله فرش کلی را گسترده و "ترابیان"نام ارمنی ازمیری مدیر ان تجارتخانه بود . بعد از چند سال او از سلطان آباد به جهت افراط کاری ها در امر اقتصادی به تهران رفت . به جای آن مسیوز کین ارمنی ازمیری تبعه عثمانی وارد شده و مشغول داد و ستد گردید و فرش زیاد به آمریکا می فرستاد . دستگاه این تجارتخانه خیلی عمده هنوز موجود است . تاسیس تجارتخانه ازمیر و یا شرث از سال ..... است ]وکیلی طباطبایی تبریزی. رضا.تاریخ عراق (اراک)ج 4. [412

علاوه بر این کمپانی دیگر معتبر آن زمان که به دست ارامنه اداره می شد شرکت ((قراگوزیان)) یا ((گاراگوزیان )) بود که محل آن در حدود خیابان حجازی بوده و با حدود 200دار قالی فعالیت چشم گیری داشته است ]محتاط.محمدرضا .سیمای اراک .499[

 

جمعیت ارامنه اراک

 

برخی کارمندان شرکت زیگلر و کنسولگری انگلستان را می توان اولین مسیحیان اراک دانست . پس از آن در سال 1283 شمسی (1322 قمری و 3 – 1902 میلادی ) تعدادی از ارامنه جلفای اصفهان به عنوان منشی و حسابدار در کنسولگری انگلستان در اراک مشغول به کار می گردند .

به نوشته سالنامه همکان ((در سال 1284 شمسی (1324 قمری – 1905 میلادی ) تعداد ارامنه اراک به 8 خانوار می رسد. در سال 1325 شمسی (1946میلادی ) پس از جنگ جهانی دوم به دلیل تخلیه ارمنستان . تبلیغات وسیعی جهت مهاجرت دادن ارامنه ایران به ارمنستان صورت گرفت و از علاقه مندان با دادن وعده خانه . کار و امکانات ثبت نام به عمل می امد . این تبلیغات با استقبال ارامنه مواجه شده و در نتیجه خانواده های زیادی از ارامنه شهرستان ها از جمله اراک به تهران هجوم آوردند که این موضوع باعث افت شدید جکعیت ارامنه شهرستان ها گردید ]گورگیان . گارو . سالنامه همگان 382[

مرحوم دهگان در کارنامه ذیل وقایع سال 1325 شمسی می نویسید :

((25 تیرماه ... در این ایام دسته دسته از ارامنه اراک به طرف ارمنستان کوچ می کنند گویا عده ارامنه باقیمانده به خمس هم نرسی)). ]دهگان .ابراهیم .کارنامه یا دوبخش دیگر از تاریخ اراک .246[

در سال 1329 (1950میلادی ) جمعیت ارامنه اراک بالغ بر 801 نفر بوده است (374 تن مرد و 427 تن زن) و در همین زمان جمعیت شهر اراک را بالغ بر 19000نفر ذکر کرده اند .]محتاط. محمدرضا . سیمای اراک.193[

رضا وکیلی طباطبایی که احتمالا در سال 1334 شمسی در اراک حضور داشته چنین می گوید (( از ملل متنوعه تبعه ایرانی در عراق نسبه خیلی کم است . در شهر سلطان آباد از جماعت ارامنه زیادتر از بیست خانوار نیست . دلی دهات کزاز از دهاتیان آن فرقه 456 خانوار در محال شراء در دهات متفرقه 59 خانوار از قدیم بوده اند که شماره آنها از دوهزار نفر زیادتر است . در کمره نیز سکنی دارند و این جماعت در دهات عدیده کزاز در چهار قریه از ماء و عباس آباد و کلاوه و مهاجران چهار مدرسه ابتدایی دایر دارند که در آنجاها السنه فارسی و ارمنی و روسی یاد می دهند . در امور مذهبی .اینها تابع خلیفه بزرگ اصفهان هستند خلیفه هورن معروف کشیش آن جماعت است .)) ]طباطبایی تبریزی . رضا تاریخ عراق(اراک).400[

در ابانماه سال 1335 برای اولین بار سرشماری عمومی به صورت علمی در ایران انجام گرفت . در این سرشماری اراک جزو استان مرکزی به مرکزیت تهران بوده است . جمعیت شهر اراک 58998 نفر تخمین زده می شود . طی همین سرشماری ((جمعیت مسیحیان استان مرکزی (به مرکزیت تهران) 68811نفر برآورده می گردد که 09/60 درصد کل مسیحیان کشور را شامل می شده و از این تعداد 30/39 درصد نیز ارمنی بوده اند ]امانی .مهدی .بررسی دموگرافیک اقلیت های مذهبی در ایران 8[

طی سرشماری نفوس و مسکن سال 1345 جمعیت استان مرکزی 4979081 نفر برآورد می گردد که شهرستان اراک 350055 نفر و جمعیت مسیحی آن شامل 1050 نفر ارمنی .2 آشوری و 37 نفر سایر بوده است . در همین زمان جمعیت شهر اراک 71925 نفر برآورد شده است .

بر اساس نتایج سرشماری سال 1345 در شهرستان تفرش 6 مسیحی که 4 نفر آن ارمنی .در شهرستان خمین 54 مسیحی که 47 نفر آن ارمنی و در شهرستان محلات 21 مسیحی که 17 نفر آن ارمنی بوده زندگی می کرده اند .]آمارنامه استان مرکزی .سال 1350. 7[

طبق سرشماری سال 1355 .کل جمعیت شهر اراک 116832 نفر و مشتمل بر1449 خانوار بوده است که 4/ درصد آن را پیروان دیگر ادیان تشکیل می داده است . طبق سرشماری سال 1365 تعداد مسیحیان شهرستان اراک 840 نفر بوده است . که از این تعداد 16 نفر در روستاها و ما بقی در شهر اراک زندگی می کرده اند و شامل408 نفر مرد و 416 نفر زن بوده اند . طی همین سرشماری مسیحیان شهرستان های تفرش 2 نفر .خمین 48 نفر . ساوه 135 نفر و سربند 25 نفر گزارش شده اند و شهرستان های آشتیان و محلات فاقد جمعیت مسیحی بوده اند ]آمارنامه استان مرکزی سال 1365[

بر اساس سرشماری سال 1375 تعداد مسیحیان شهر اراک که غالبا از ارمنه می باشند 561 نفر بوده که شامل 288 مرد و 283 نفر زن بوده اند . طی همین سرشماری در شهرستان آشتیان 3 مرد (احتمالا دانشجو ) دلیجان 1 نفر مرد . ساوه 24 نفر (14 نفر مرد و 10نفر زن) و در شهرستان سربند 8 نفر مسیحی زندگی می کرده اند .و در شهرستان های خمین . محلات و تفرش کسانی از آنان سکونت ندارد.]مرکز امار ایران 1-32030استان مرکزی جدول 3[

بنابراین در مقایسه مشخص می گردد که در طول یک دهه از تعداد مسیحیان استان بخصوص شهرستان خمین بسیار کاسته شده است .

منبع : فصلنامه راه دانش شماره -13-14 راه دانش –-مقاله ارامنه اراک وهنر –نویسنده علی آقابابا

+ نوشته شده توسط صباح در یکشنبه 19 شهریور1385 و ساعت 11:17 قبل از ظهر |

 

1-چشمه عمارت

در جنوب شرقی دشت شازند در دامنه کوه برآفتاب و کوه رازان در داخل روستای عمارت واقع شده است . این چشمه در فاصله 16 کیلومتری شرق شازند قرار دارد . فاصله این چشمه تا  روستا قدمگاه حدود 15 کیلومتر و فاصله شهر شازند از طریق قدمگاه حدود 22 کیلومتر می باشد . ارتفاع این چشمه از سطح دریا 2000متر می باشد . میزان آبدهی این چشمه در سال های مختلف با توجه به ریزش بارندگی متفاوت است به طور کلی میزان آبدهی این چشمه را نزدیک به 800 لیتر در ثانیه می توان تخمین زد .

این چشمه یکی از سر چشمه های رودخانه شراء که خود شاخه اصلی رودخانه قره چای به حساب می آید از آب این چشمه زمین های کشاورزی روستاهای عمارت . بازنه . هفته . قلعه پسیجان حصار و قلعه دیزیجان مشروب می شوند. حداکثر آبدهی این چشمه در فروردین ماه و حداقل آن در شهریور ماه می باشد . در اطراف این چشمه کوه هایی از جنس آهک اربیتولن دار برف گیری وجود دارد که چشمه عمارت در پای این کوه ها به صورت دریاچه ای هویدا گشته است و به طرف شمال جریان دارد . این چشمه از نوع کارستیکی بوده و به خاطر تاثیرات تکتونیکی تعدادی گسله با امتداد های شمال غرب –جنوب شرق در آهک ها حادث شده است که سبب کاتالیزه نمودن آب از مسافت های دور شده است همچنین اختلاف ارتفاع آهک های مزبور نسبت به دشت آبرفتی و امتداد لایه بندی تاثیر مهمی در زهکشی منابع آب زیر زمینی توسط چشمه فوق دارد  سنگ مخزن آهک های اربیتولین دار با سن کرتاسه می باشد از نظر کیفیت آب چشمه عمارت جزء آب های مناسب بوده به طوری که قابلیت هدایت الکتریکی آن به طور متوسط 382 میکورمهوس بر سانتی متر باقیمانده خشک حدود 245 میلی گرم در لیتر و میزان کلر ان 6 میلیگرم در لیتر می باشد . درجه حرارت آب چشمه در دوره آماری 70-69  حداکگثر 16 درجه سانتیگراد و حداقل حرارت 10 درجه سانتیگراد در زمستان است این چشمه در کنار روستای عمارت واقع شده و اطراف آن را خانه های مسکونی فرا گرفته است مسجد باب الحوائج عمارت بر روی یکی از چشمه های این دریاچه احداث شده است و وجود چشمه در صحن مسجد زیبایی و جاوه خاصی به سرچشمه عمارت داده است که این ویژگی چشمه عمارت کم نظیر است

 راه دسترسی به این چشمه ازاراک به دوراهی شازند و روستای قدمگاه و بعد سرچشمه عمارت می باشد .

 

2-چشمه عباس آباد

چشمه عباس آباد در شرق شهر شازند در دامنه شمالی رشته کوه راسبند و در جنوب دشت شازند واقع شده است . میزان آبدهی این چشمه به طور متوسط حدود 250تا 300 لیتر در ثانیه می باشد .

ارتفاع این چشمه از سطح دریا 1900متر می باشد از آب این چشمه روستاهای عباس آباد – اکبرآباد و قسمتی از شازند برای کشاورزی و شرب استفاده می کنند از نظر کیفیت آب این چشمه جزء آب های با کیفیت خیلی خوب و مناسب به شمار می رود . این چشمه جزءچشمه های کارستیکی می باشد در واقع کوه شازند از رشته کوه های راسبند از جنس آهک اربیتولن دار می باشد .این چشمه قسمتی از آب کوه را با توجه به وضعیت و جنس سنگ زهکشی می کند .

چشمه عباس آباد با توجه به نزدیکی به شهر شازند مکان مناسبی برای گذراندن اوقات فراغت اهالی این شهر و همچنین کسانی که به این شهر سفر می کنند

راه دسترسی به این چشمه از اراک – شازند – چشمه عباس آباد می باشد .

 

3-چشمه بلاغ حک

چشمه بلاغ حک در هفت کیلومتری شمال غرب شازند در دامنه جنوبی کوه راسبند در کنار کوه بلاغ واقع شده است . میزان آبدهی این چشمه به طور متوسط نزدیک به 300 لیتر در ثانیه می باشد آب این چشمه زمین های کشاورزی روستاهای حک بالا – حک پایین و تحت محل را مشروب می نماید .

میزان نوسان سالیانه این چشمه بسیار زیاد است به طوری که میزان آبدهی فروردین ماه این چشمه نسبت به شهریور ماه خیلی تفاوت دارد چون که میزان ریزش جوی و ذوب برف ها در فروردین ماه به حداکثر خود می رسد و با توجه به شکاف های بزرگ و زیادکوه راسبند این اختلاف آبدهی چشمگیر است . این چشمه نیز از نوع کارستیکی است و مقداری از آب این رشته کوه را که از جنس آهک اربیتولن دار می باشد زهکشی می نماید از نظر کیفیت آب این چشمه نیز جزء اب های مطلوب و مناسب است

چشمه بلاغ حک از مکان های اسطوره ای ایران می باشد و همان داستان کیخسرو و غار کیخسرو را با این چشمه ربط داده اندبه طوری که می گویند کیخسرو قبل از اینکه به غار پناه ببرد خود را دراین چشمه شستشو داده و سپس به غار پناه برده است .

دسترسی به این چشمه از اراک به دو طریق می باشد

 1-شازند  هفت کیلومتر شمال غرب شازند  -چشمه بلاغ حک

2-جاده اصلی بروجرد . راه فرعی از نزدیکی پل دوآب به روستای تحت محل و از آنجا به حک پایین – چشمه بلاغ حک .

 

3-چشمه پنجه علی

چشمه پنجه علی در شمال غرب شازند و در مسیر جاده اصلی اراک – بروجرد واقع شده است این چشمه در دامنه کوه پنجه علی و نزدیکی کوه قازک قرار دارد . جنس این کوه از آهک اربیتولن دار است لذا این چشمه نیز از نوع کارستیکی می باشد . میزان آبدهی متوسط این چشمه حدود 250 لیتر در ثانیه می باشد و تخلیه سالانه حدود 5/6 میلیون متر مکعب برآورده شده است

از نظر کیفیت آب این چشمه نیز جزء آب های مناسب برای شرب به حساب می آیددر کل این چشمه از مکان های زیبا و دیدنی شهرستان و استان به شمار می رود .

دسترسی به این چشمه از راه اصلی اراک – بروجرد امکان پذیر است این چشمه و زمین های اطراف آن زیر نظر آموزش و پرورش شهرستان شازند می باشد و در نزدیکی این چشمه هنرستان کشاورزی علی ابن ابیطالب (ع) شازند واقع شده است . در کنار این چشمه بنای زیبا و در مظهر آن استخری زیبا ساخته شده است این چشمه بر خلاف سایر چشمه های پر آب شهرستان عمومی نیست و برای بازدید از این سرچشمه نیاز به اخذ مجوزاز آموزش و پرورش شهرستان شازند می باشد

 

4-چشمه اسکان

چشمه اسکان در فاصله 19 کیلومتری شمال –شمال غرب شهر شازند در دامنه کوه لجور در نزدیکی روستای اسکان واقع شده است این چشمه با فاصله کمی در سمت شمال جاده اراک- بروجرد بین کوه لجور و رودخانه شراء قرار دارد . میزان آبدهی این چشمه به طور متوسط 200 لیتر در ثانیه می باشد . چشمه اسکان در پای کوه زیبای لجور ودر کنار وردخانه سرسبز و پر آب شراء چشم انداز زیبایی بوجود آوده است لذا از مکان های زیبا و تفریحی سیاحتی شهرستان و استان به شمار می رود .

در فصل تابستان و بهار تعداد زیادی از مردم اهالی شهر اراک برای تفریح و گذران اوقات فراغت در کنار رودخانه شراء و چشمه اسکان به این محل ها می آینددر کل مکان های طبیعی و دیدنی شمال غرب دشت شازند ((پنجه عل )) ((اسکان )) و ((رودخانه شرا )) بیشتر تاثیر گذار و تاثیر پذیر از شهر اراک می باشد .

 

5- چشمه عنبرته

چشمه عنبرته در جنوب شرق دشت شازند در دامنه شمالی کوه چال خاتون در کنار روستای عنبرته واقع شده است این چشمه از نوع چشمه های کارستیکی است و قسمتی از آب ارتفاعات کوه چال خاتون را زهکشی می نماید . میزان آبدهی این چشمه به طور متوسط در حدور 65 لیتر در ثانیه است .

چشمه عنبرته در نزدیکی چشمه بزرگ عمارت قرار دارد دسترسی به این چشمه از طریق جاده ای از قدمگاه به طرف بازنه و از بازنه به تجره به عنبرته کشیده شده می باشد . از آب این چشمه اهالی عنبرته برای کشاورزی و شرب استفاده می نماید .

 

6-چشمه قاقان

در گردنه قاقان چندین چشمه پرآب وجود دارد که مهمترین آنها چشمه قاقان است که در ارتفاع 2150متری از سطح دریا قرار گرفته است این چشمه از نوع کارستیک است و در دامنه شرقی کوه سرو قرار دارد . دسترسی به آن از طریق جاده ای که تجره را به قاقان – از طریق گردنه قاقان وصل می کند امکان پذیر است کیفیت آب این چشمه نیز خوب است اهمیت این چشمه برای کوهنوردان قابل توجه است

7-چشمه دو خواهران

چشمه دو خواهران در شرق دشت آستانه در دامنه جنوب غربی رشته کوه راسبند (کوه دو خواهران )

در ارتفاع 2360متری از سطح دریا قرار دارد . دسترسی به این چشمه از طریق جاده آسفالت شازند – نور آباد امکان پذیر است . در کیلومتر 6 جاده شازند – نورآباد در سمت چپ جاده ((شرق جاده)) با فاصله حدود 3/3 کیلومتر از جاده اصلی – جاده فرعی و خاکی جدا می شود که به روستای دو خواهران منتهی می گردد . چشمه دو خواهران در بالای روستای دو خواهران قرار دارد . و برای عامه مردم و اهالی روستایی دو خواهران این چشمه جنبه تقدیس و زیارتی دارد  کیفیت آب این چشمه بسیار خوب می باشد و زمین های کشاورزی روستای دو خواهران را مشروب می نماید . در مسیر این چشمه تا روستای دو خواهران درختان کهنسالی چون گردو – صنوبر – بید و ... وجود دارد که منظره زیبایی به این چشمه داده است . این چشمه یک چشمه کارستی است که قسمتی از آب کوه مرتفع دو خواهران را زهکشی می نماید . با توجه به موقعیت و ارتفاع بالای این چشمه در گرمای تابستان این مکان هوای خنک و مطبوعی دارد و آب چشمه نیز در تابستان خنک و گوارا با کیفیتی عالی است . هر ساله در فصل تابستان معمولاروزهای جمعه یا تعطیل تعدادی از اهالی شهرستان و یا استان از نقاط مختلف برای تفریح و یا احیانا زیارت به این مکان می آیند. در این چشمه دو تونل یه صورت غار موجود است .یک تونل که از آن آب چشمه بیرون می زندارتفاع این تونل نزدیک به دو متر و عمق ان حدود 8 متر می باشد .در بالای این تونل – تونل دیگری وجود دارد که به طور متوسط 5/1 تا 2 متر ارتفاع و بیش از 10 متر عمق دارد . این دو تونل معروف به غار دو خواهران می باشد .که طبق اعتقاد اهالی روستای دو خواهران و همچنین عده ای از مردم منطقه فقط باید خانم ها داخل این غار شوند چون معتقدند که دو خواهران از نوادگان امام علی (ع) در داخل این غار غایب و مخفی شده اند و به همین خاطر این مکان زیارتی دارد . در کل چشمه دو خواهران از نقاط کم نظیر طبیعی و دیدنی استان به شمار می رود.

منبع :جاذبه های طبیعی شهرستان سربند –بهرام شاه منصوری

+ نوشته شده توسط صباح در پنجشنبه 9 شهریور1385 و ساعت 9:20 قبل از ظهر |

نگاهی به ارامنه اراک

 

ارامنه اراک از دیر باز در روستاهای اطراف شهر زندگی می کردند . پس از آن که اراک مرکز روستاهای اطراف شهر شد گروه کثیری از ارامنه روستا نشین به شهر آمدند و در جوار مسلمنان با ایجاد مشاغل مولد و تاسیس کلیسا و مدرسه روزگار را در کمال آرامش و آسایش می گذراندند .

از سوی دیگر پس از جنگ جهانی اول که ارمنستان در جرگه کشورهای سوسیالیستی قرار گرفت جماعتی که آن رژیم نوپا را بر نمی تافتند از مرز ارس گذشتند و در شهرهای ایران مسکن گزیدند. از آن جمله عده کثیری به اراک آمدندبه طوری که طبق آمار تخمینی سالنامه معارف عراق تعداد ارامنه ساکن شهر در سال های 15-1314 هجری شمسی در حدود پانزده هزار نفر بوده است .

حضور ارامنه در اراک تاثیر فوق العاده ای در اوضاع اقتصادی و فرهنگی داشت این اقلیت در سال 1286 هجری شمسی مدرسه شرف را تاسیس کردند و نمایندگی اغلب کمپانی های بزرگ فرش اروپا و امریکا به عهده آنها بود . علاوه بر این بیشتر پزشکان تحصیل کرده اولیه شهر از ارامنه بودند .به هر حال در سال 1325هجری شمسی مهاجرت ارامنه از اراک شروع شد .

ابراهیم دهگان می نویسد (( در این ایام (1325)دسته دسته از ارامنه اراک به طرف ارمنستان کوچ می کنند . گویا عده ی ارامنه باقیه به خمس هم نرسد ))

 

منبع (( تاریخ اجتماعی اراک – مرتضی ذبیحی ))

 

+ نوشته شده توسط صباح در دوشنبه 6 شهریور1385 و ساعت 2:1 بعد از ظهر |

آشنایی بیشتر با شهرستان آشتیان

 

 کوچکترین شهرستان استان مرکزی ایران، واقع در مرکز جغرافیایی استان میان مدارات ْ34 و َ22، و ْ34 و َ34 شمالی و نصفالنهارات ْ49 و َ48 و ْ50 و َ16 شرقی (نقشة عملیات مشترک، قم) با 1920 کیلومتر مربع وسعت و 20718 نفر جمعیت (سرشماری عمومی نفوس و مسکن، نتایج مقدماتی کل کشور، 4). این شهرستان از شمال و غرب به شهرستان تفرش، از شرق به شهرستان قم و از جنوب به شهرستان اراک (مرکز استان) و محلات محدود است (شناسنامة شهرها، 7) نام پیشین آن وَرشه یا وَرَّه بوده است.

سیمای طبیعی

 حد شمالی شهرستان آشتیان از دامنة جنوبی مرتفعترین کوه این ناحیه، کوه کلاهه (به زبان محلی کوهکله) آغاز و در جنوب به زمینهای هموارِ مجاورِ کویر میقان (در شمال خاوری اراک) منتهی میشود. کوه کلاهه با ارتفاع 084‘3 متر، این شهرستان را از تفرش، و کوههای شمال شرقی، زیرگان، با 640‘2 متر بلندی آن را از بخش دستجرد (از شهرستان قم) جدا میسازد (نقشة عملیات مشترک). بر اثر بالا آمدن کوه کلاهه و فرو نشستن بخش جنوبی آن، تندان پرشیبی نزدیک به قائم و نیز کوههایی که از متفرعات کوه کلاهه به شمار میآید، پدید آمده است. این کوهها هریک نامی دارد: میراب (فیلکوه)، وریانان، دَسْتِزما، توتستان (پونستان) و دیدگاه. کوه دیدگاه در پی آتشفشانی زیردریایی شکل یافته و قلة 200‘2 متری آن را توفها و گدازههای آتشفشانی پوشانده است (از این توفها به جای سنگ پا استفاده میشود). در این کوهها و دامنههای جنوبی آنها، آثاری از آهکهای نومولیتدار، توفهای سبز، توفهای بازالتی، جوش سنگها، سنگوارههای اسکوتلا، لایههای ماسهسنگ از دورههای اولیگوسِن و بوردیگالین و نیز نشانههایی از کنارة دریایی از دوران سوم دیده میشود. در دامنة این مرتفعات، درهها و مسیلهای بسیاری پدید آمده که هریک را به نامی میخوانند. سیلابهای این درهها و مسیلها همه به سوی جنوب روان میگردد و به کویر میقان میریزد و در مسیر خود آبرفتهایی از آهک رس (مارن)، رس خالص، شن و انواع دیگر تشکیل میدهد که در همهجا یکسان نیست (قریب، 9-10، 13-15). ارتفاع مناطق شمالی شهرستان از سطح دریا تقریباً 000‘2 متر است؛ این ارتفاع از شمال به سوی جنوب کاهش مییابد. آب و هوای آن خشک و سرد است. بارندگی معمولاً از اواخر آبان و اوایل آذر آغاز میگردد و تا اواسط بهار ادامه مییابد؛ میزان بارندگی سالانه در نواحی کوهستانی از 200 تا 250 میلیمتر در سال تغییر میکند. این میزان در نواحی کویری تا 100 میلیمتر پائین میآید (آمارنامه، د؛ قریب، 9، 15). فصل سرما در بخش شمالی از اول تا آذر آغاز میگردد و تا اواسط فروردین و گاه تا پایان آن ادامه مییابد. گاهی زمستانها در این بخش از شهرستان به قدری سرد و طولانی میشود که در اوایل بهار برای بیرون آوردن کشتزارهای گندم و جو از زیر برف ناگزیرند بر آنها خاکستر بیفشانند و گاه سرما و یخبندان شدید موجب یخزدگی و فساد ریشة گندم و جو میگردد (قریب، 15(

بیشتر نواحی شهرستان به علت واقع شدن میان کوهها (در شمال) و کویر میقان (در جنوب) تقریباً پیوسته در معرض وزش باد است. جهت بادها روزها از کویر به سوی کوه و شبها از کوه به سوی کویر است. علاوه بر بادهای شبانه روزی، گاهی نیز بادهایی از جنوب غربی به شمال شرقی میوزد که غالباًهمراه   باباران است(قریب،16؛فووریه،390.(
پیشینة تاریخی: ناحیهای که امروز شهرستان آشتیان به شمار میآید، تقریباً همان سرزمینی است که در متون کهن «وَرَه» (وَرَّه) نامیده شده است.( البلدان یعقوبی (کهنترین مأخذ در این باب، حدود 280ق/893م) در ذیل «قم و مضافات آن» نوشته است: «... و سپس به کوههای آن میرسد، که از آنهاست کوهی معروف به روستای سرداب و کوهی معروف به مَلاحه و آن را دوازده روستاست: ... و روستای فراهان و روستای وَرَه و روستای طبرس ...» (ص 49، 50). مؤلف تاریخ قم از کتاب اصفهان نقل کرده است که: «تکویر قم بر چهار رستاق است از جمله رساتیق اصفهان ... رستاقهای چهارگانة اصفهانی ]کذا[، رستاق کمیدان، رستاق اناربار، رستاق ورَّه ...» (قمی، 57) وی میافزاید: «عدد دیههای این رساتیق چهارگانه به قم بر وجهی که مثبت است در کتاب ریوع و در دیوان فارسی و در دستورات قدیمه سیصد و چهل و سه دیهاند و بیست و سه طسوج: ... رستاق ورَّه پنج طسوج ]و[ هفتاد و نه قریه» است (صص 57، 58). در فصل سوم از باب دوم، پس از بحث مفصل در باب خراج قم، به ذکر اسامی «ضَیْعتها و دیههای» رساتیق، ((مجرد از مال و خراج» آنها پرداخته و 36 موضع و دیه رستاق وره را برشمرده است (صص 122، 135، 138). مؤلف تاریخ اراک کوشیده تا نام آبادیهای ناحیة آشتیان امروز را با نام 35 موضع و دیه مذکور در تاریخ قم تطبیق دهد. وی 23 آبادی موجود را همان «مواضع و دیههای» رستاق وره دانسته که از آن میان اشتجان است (دهگان، 142، 143؛ نیز نکـ آشتیان، شهر)

این ناحیه در گذشتههای دور جزء سرزمین کوهستانی پهناوری بوده است که یونانیان آن را مِدیا (لسترنج، 200؛ افضلالملک، افضلالتواریخ، 299) و جغرافینویسان اسلامی، الجبال (ابنحوقل، 304)، ناحیت جبال (حدودالعالم، 139)، اقلیمالجبال (مقدسی، 384)، قهستان عراق (بکران، 56)، جبال و عراق (یاقوت، 2/99)، کوهستان (اصطخری، 161) و ولایت عراق عجم (مستوفی، 51) نامیدهاند. یاقوت به کار بردن نام «عراق» را برای سرزمین جبال غلط و اصطلاحی نو میداند و مینویسد وجه تسمیة آن معلوم نیست و آنگاه به حدس، وجهی برای این نامگذاری بیان میکند (2/99).
باتوجه به روایات مربوط به آتشکدههای واقع در رستاق وره و فراهان و جز آن (ابنفقیه، 75، 77؛ قمی، 88-90؛ دهگان، تاریخ اراک، 11، 14)، میتوان حدس زد که این ناحیه در دورة پیش از اسلام از اهمیتی مذهبی برخوردار بوده است و با آنکه این ناحیه و نواحی مجاور آن: قم، کاشان، اصفهان، قزوین، زنجان و ری در سالهای 21 تا 24ق/642 تا 645م به تصرف مسلمانان درآمد (ابناثیر، 3/18-24؛ بلاذری، 308)، آتشکدة قریة فردجان «تا آنگاه که بیرون ]ابنفقیه: برون[ ترکی امیر قم بدین دیه رسید ... و آن را در سنة ثمان و ثمانین و مأتین ]288ق/901؛ ابنفقیه: 282ق/895م[ گرفت ... و آتشکده را زیر و زبر گردانید و آتش را بنشاند» به جای بوده است (قمی، 89؛ ابنفقیه، 77)

اجمالاً این قدر میدانیم که فتح وره، طبرس و فراهان در 23 و 24ق/644 و 645م، در روزگار خلافت عمربنخطاب انجام گرفته. ولی تعیین تاریخ دقیق و نیز نام سرداری که نخستینبار به این سرزمین گام نهاد، مشکل است، زیرا متون در این نکته که آیا این ناحیه با فتح قم، اصفهان یا همدان به صرف مسلمانان درآمده، خموشاند. قم را ابوموسی عبداللهبنقیس اشعری در 23ق/644م گشود. اصفهان در همین سال توسط عبداللهبنبُدَیْلبنوَرْقاء خُزاعی فتح شد و همدان در 23 یا 24ق/644 یا 645م به دست جریربنعبدالله بَجْلی گشوده شد (بلاذری، 306، 308؛ ابناثیر، 3/18-24). تاریخ قم اندکی دقیقتر در اینباره سخن گفته: «ملک ]مالک[بنعامر اشعری با پسرعمّ خود ابیموسی اشعری از کوفه به ناحیت بصره و اهواز و اصفهان آمده بود و او با ابوموسی اشعری آن نواحی را فتح کرد. بعد از ابوموسی او را به ناحیت جبل فرستاد و ملک ]مالک[ بعضی از ناحیت جبل آنچ فرا پیش ساوه بود فتح کرد» (صص 260، 261). باتوجه به برخی قراین نظیر رواج تاریخ هلاک شدن یزدگرد به عنوان مبدأ تقویم تا اواخر سدة 2ق/اوایل سدة 9م (که بنا بر گفتة بیرونی «بیشترین گبرکان و مغان تاریخ از هلاک شدن یزدگرد دارند»)، به جای ماندن آتشکدههایی فروزان تا اواخر سدة 3ق/اواخر سدة 9م، بقایای دخمهها و قبور سفالین، تداوم برخی سنتهای زردشتی (قمی، 28، 89؛ بیرونی، 238؛ اعتمادالسلطنه، مرآه، 546؛ سیفی، 15، 18، 89؛ قریب، 24)، میتوان احتمال داد که پذیرش و گسترش اسلام در این سرزمین به کندی صورت گرفته باشد، ولی به نظر میرسد که از همان آغازِ گسترش اسلام در ناحیة وره، احتمالاً به علت مجاورت و ارتباط با قم، تشیع بدانجا راه یافته باشد، زیرا آشتیان پیوسته از سرزمینهای شیعهنشین به شمار میآمده است (راوندی، 395؛ مستوفی، 75، 76). در 189ق/805م، به فرمان هارونالرشید، وره و رستاقهای مجاور، همراه با قم از اصفهان جدا گردید (قمی، 28-31). یعقوبی نیز قم و مضافات آن (مشتمل بر دوازده رستاق و از آن میان وره) را جدا از اصفهان و دیگر بلاد آورده است (صص 49، 51). ابنفقیه (د 290ق/903م) در گفتگو از بخشهای قم که جدا از اصفهان بدان پرداخته، سختی از وره به میان نیاورده، ولی نام برخی از رساتیق مجاور آشتیان چون فراهان را جزء 24 رستاق همدان ذکر کرده است (صص 66، 98-100). از زمان تألیف تاریخ قم (378ق/988م) تا روزگار قاجار (1193-1344ق/1779-1925م) دیگر به ندرت نامی از وره یا آشتیان در کتب تاریخی و جغرافیایی به میان آمده (سیفی، 19-32) ولی در برخی از متون از رساتیق مجاور وره خاصه تفرش (طبرش، طبرس)، فراهان و ساروق سخن رفته است. در راحهالصدور (تألیف 599ق/1203م) از قم، کاشان، آبه، طبرش، فراهان و مصلحگاه به عنوان نجای باطنیان» و رافضیان نام برده شده است (ص 395). یاقوت از ساروق واقع در ولایت فراهان یاد کرده و آن را از توابع همدان دانسته است (3/170)

مستوفی پس از گفتوگو در باب تفرش دربارة فراهان نوشته: «ولایتی است و درو دیههای معتبر بُوَد و دیه ساروق دارالملکآنجاست»؛ سپس راجع به نمکزار فراهان میافزاید: «در آن ولایت بحیرهای است که آن را مغول ناوور خوانند» (ص 75). از این سخن میتوان احتمال داد که مغولان به این نواحی نیز راه یافته و بر اثر اقامت ممتد در پیرامون این نمکزار آن را به این نام خواندهاند. امیناحمد رازی پس از توصیف تفرش، بیآنکه بگوید جزء کدام ولایت است، دربارة فراهان نوشته: «ولایتی آبادان است و در زمان سابق از مثوبات ]مضافات[ قم بوده، الحال سر خود است» (2/488، 490). از این عبارات نمیتوان چیزی در باب وره دریافت. در کتاب خلاصهالبلدان که باب چهارم آن «در ذکر احوال دارالمؤمنین قم» است (و اين باب هم بيشتر گزیده و تلخیص شدة تاریخ قم است)، ذکری از اشتجان یا آشتیان در میان نیست و ذیل «رستاق وره و اروندجرد» نیز نام هیچیک از دیههای وره نیامده است (حسینی قمی، 202-211). پیش از آنکه سلطانآباد (عراق یا اراک فعلی) در روزگار فتحعلیشاه قاجار توسط یوسفخانگرجی در 1240ق/1825م بنا و آباد گردد، ناحیة تفرش «در تحت حکومت قم بود و از کوهستان آن ولایت محسوب میشد» (سیفی، 33-35، به نقل از میرزازینالعابدین شیرازی، مقدمة دیوان سرخوش؛ معین، ذیل اراک). در سالهای 1313-1317ق/1893-1899م آشتیان، تفرش، گرکان، فراهان و سلطانآباد از اعمال حکومت عراق به شمار میآمده است (افضلالملک، 298). نیامدن نام وره، آشتیان و دیگر بهبهان این شهرستان در این مدتدراز در متون تاریخی و جغرافیایی، میتواند حاکی از عدم اهمیت این ناحیه باشد. در سالهای حدود 1311ش سلطانآباد و حومه، فراهان، کشزاز، سربند، آشتیان و گَرَکان و تفرش، رودبار، بُزچَلّو و وَفس، شَراه و مشکآباد و لاخور از تقسیمات حکومتی عراق (اراک) بوده است (کیهان، 2/386). در 1316ش که ایران به 10 استان تقسیم گردید. سلطانآبادِ عراق با شمول بر 4 بخش سربند، طَرخوران (مشتمل بر دهستانهای آشتیان، تفرش، رودبار، فَرمَهین و کُمیجان، شهرستان اراک را نشکیل داد (فرهنگ جغرافیایی ایران، 15). چندی نیز بخش آشتیان با بخشهای حومه، خلجستان و فراهان جزء شهرستان تفرش، از استان مرکزی(به مرکزیت تهران) گردید (معین، 5/393؛ سیفی، 45-46). در 8 اسفند 1356ش با تصویب هیأت وزیران، اراک مرکز استان مرکزی گشت و بخشهای آشتیان و خلجستان مشتمل بر دهستانهای آشتیان، دستگرد، راهجرد و قاهان به شهرستان آشتیان بدل گردید. سرانجام با تصویب شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران، در 22 دی 1358ش بخش خلجستان به مرکزیت دستجرد غربی بجز دهستان راهجرد غربی از شهرستان آشتیان جدا شد و به شهرستان قم الحاق گردید و دهستان راهجرد غربی نیز به بخش مرکزی شهرستان آشتیان پیوست (سیفی، 46، 47،76)

وضع امروزی

 شهرستان اشتیان امروز با 1920کیلومتر مربع وسعت و 718‘20 نفر جمعیت (سرشماری 1365ش) مشتمل بر شهر آشتیان و بخش مرکزی مرکب از دهستان آشتیان (حومه) و دهستان راهجرد غربی که بر روی هم 68 آبادی (34 ده، 21 مزرعة تابع، 9 مزرعة مستقل و 4 مکان مستقل) را در بر میگیرد (جهادسازندگی، فرهنگ اقتصادی، هـ، 20 مکرر 1؛ دفتر تقسیمات کشوری، 3؛ نیز نکـ آبادی). در این آبادیها 984‘3 خانوار در 873‘2 واحد مسکونی (غالباً از خشت و چوب) سکونت دارند (جهادسازندگی، فرهنگ اجتماعی، 2/20). زبان غالب مردم فارسی و در برخی دهکدهها خلجی و ترکی است. در نواحی شمال شهرستان (آشتیان و گرکان) علاوه بر فارسی، گویش آشتیانی (معروف به بوربَشه یا بوربَستی) کمابیش رایج است (کیا، یک؛ قریب 98؛ فرهنگ جغرافیایی ایران، 29، 159، 295؛ مغدم، 17، 122-128. نیز نکـ آشتیانی، گویش). مشهور است که منطقة آشتیان، گرکان و تفرش، خاصه شهر آشتیان، از فرهنگ و آموزش و پرورش پیشرفتهای برخوردارند. این شهرستان، امروز دارای 43 دبستان، 12 مدرسة راهنمایی، 2 دبیرستان، 23 کتابخانة عمومی و 34 مسجد و حسینیه است. مذهب غالب مردم (احتمالاً جز اندکی نزدیک به یک درصد) شیعة امامی است (جهادسازندگی، فرهنگ اجتماعی، 20-22؛ سیفی، 89، 133)

آمار دیگر امکانات خدماتی و رفاهی در آبادیهای این شهرستان بدین شرح است: آب لولهکشی در 10 آبادی، برق 21، پست (ادارة مرکزی، یک دفتر پست، 5 نمایندگی پست و 12 صندوق پستی)، یک مرکز تلفن خودکار شهری، 5 مرکز کاریر تلفن بین شهری، یک بیمارستان 25 تختخوابی، 3 درمانگاه، یک آزمایشگاه، 5 داروخانه، 8 پزشک (7 پزشک عمومی و یک دندانپزشک)، 45 حمام، 20 غسالخانه (آمارنامه، 24-26، 138، 143، 144؛ جهادسازندگی، فرهنگ اجتماعی،20-22؛ شناسنامة شهرهای کشور، 2/جمـ

وضع اقتصادی

درآمد مردم این شهرستان به ترتیب اهمیت از کشاورزی، دامداری و صنایعدستی تأمین میگردد:
الف ـ کشاورزی

از 27 رودخانه و مسیل این شهرستان تنها یکی پیوسته دارای آب است. 26 رودخانة دیگر جز در هنگام بارندگیهای شدید خشک است. آب کشاورزی آشتیان بیشتر از 163 قنات، 37 چشمة دایمی، 18 چشمة فصلی، 9 چاه نیمه عمیق و 10 چاه دستی فراهم میشود (جهادسازندگی، فرهنگ اقتصادی، 20 مکرر 4). آمارهای موجود از زمینهای زیر کشت و فرآوردههای کشاورزی آشکارا نشان میدهد که منابع آب شهرستان نسبت به زمینهای زیر کشت بسیار اندک است، زیرا بخش بزرگی از فرآوردههای اصلی کشاورزی این شهرستان به شیوة کشت دیم به دست میآید: گندم 375 هکتار آبی، 321‘25 ]؟[ هکتار دیم، جو 295 هکتار دیم (جهدسازندگی، فرهنگ اقتصادی، 20 مکرر 2، 3). وسعت زمینهای زیر کشت این 3 فرآوردة اصلی و میزان برداشت آنها در 1363ش چنین گزارش شده است: گندم 400 هکتار آبی (440 تن)، 000‘11 هکتار دیم (400‘4 تن)، جو 500 هکتار آبی (650 تن)، 800‘6 هکتار دیم (584‘2 تن)، حبوبات 8 هکتار آبی، 100‘2 هکتار دیم، بر روی هم 218 تن (آمارنامه، 78-94؛ آمارنامة کشاورزی، 237-241). چند نوع فرآوردة دیگر فقط با شیوة کشت آبی به دست میآید: نباتات علوفهای 675 هکتار (222‘4 تن)، سیبزمینی 53 هکتار، پیاز 11 هکتار، پنبه 10 هکتار، پنج محصول مهم دیگر این شهرستان به ترتیب میزان زمینهای زیر کشت اینهاست: 1. نباتات جالیزی، 2. انگور، 3. گوجهفرنگی، 4. سیب درختی، 5. بادام. آمار ماشینهای کشاورزی نشان میدهد که هنوز کشاورزی در این شهرستان کمابیش به شیوة گذشته انجام میگیرد: تراکتور 123، موتور پمپ 13، کمباین 7، تیلر 1 (جهدسازندگی، فرهنگ اقتصادی، 20 مکرر 2، 4؛ آمارنامه، 78-94)

ب ـ دامداری

جز دو مرغداری صنعتی در شهرستان آشتیان، نگهداری و پرورش دام همچنان به شیوة کهن جریان دارد و بیشتر از چراگاههای طبیعی استفاده میشود. از آنجا که دامنههای جنوبی کوه کلاهه در سطوح مختلفی از ارتفاع قرار گرفته، چراگاههای این دامنهها از نظر درجة حرارت با یکدیگر اختلاف دارد و به همین علت این مراتع به تدریج از جنوب به شمال برای چرای دامها آماده میگردد؛ یعنی هنگامی که دامها در چراگاههای جنوبیتر میچرند چراگاههای شمالیتر هنوز پوشیده از برف است. این ویژگی موقعیتی ممتاز برای دامداران فراهم آورده است. از این میان دشت بلند «همواهبان» در جنوب کوه کلاهه باز ارتفاع تقریبی 700‘2 متر از سطح دریا و چشمههای متعدد و چمنزارهایش مرتعی بسیار مناسب برای دامداری است. آمار دامهای عمدة این شهرستان بدین شرح است: گاو و گوساله 183‘2 سر، گوسفند و بره 100‘70 سر، بز و بزغاله 405‘32 سر (قریب، 22: جهادسازندگی، فرهنگ اقتصادی، 20 مکرر 5).
ج ـ صنایع دستی

 صنعت قالیبافی (با 32 کارگاه) در آبادیهای آشتیان بیش از دیگر کارهای دستی رواج دارد. بافندگی الیاف (7 کارگاه)، زیلو و جاجیم (3 کارگاه) و گلیمبافی (2 کارگاه) از دیگر صنایع این ناحیه است (جهادسازندگی، فرهنگ اقتصادی،20مکرر5 )

د ـ مبادلات اقتصادی و راههای ارتباطی

هرچند فروشگاهها و کارگاههایی کوچک در برخی از آبادیها ایجاد گردیده است، اما هنوز نیازمندیهای مردم شهرستان مرتفع نمیگردد و اهالی ناگزیر از ارتباط با شهرها و مراکز بخشها هستند. 42 آبادی از 68 آبادی این شهرسان با شهر آشتیان، 9 آبادی با اراک، 8 آبادی با قم، و چند آبادی دیگر با راهجرد و سلفچگان ارتباط دارند. بر روی هم 189 کیلومتر راه آسفالته، شوسه، خاکی، جیپرو (روستایی) این آبادیها را به هم میپیوندد: 32 آبادی از طریق راه آسفالته، 23 آبادی با راه خاکی و 9 آبادی با راه جیپرو. راه اصلی دو خطه 20 کیلومتر، راه درجه یک آسفالته 45 کمیلومتر، راه شوسه 22 کیلومتر و راه روستایی 102 کیلومتر (آمارنامه، 147؛ جهادسازندگی، فرهنگ اجتماعی، 20-22)

نویسنده : هادی عالم زاده  (سایت Cgie.org.ir)

 

 

+ نوشته شده توسط صباح در شنبه 4 شهریور1385 و ساعت 8:50 بعد از ظهر |

1-شهرستان اراک

 

شهر اراك مركز استان مركزي با ارتفاع 1803 متر از سطح متوسط دريا وطول جغرافيايي 49 درجه و 29 دقيقه شرقي و عرضي جغرافيايي 34 درجه و 42 دقيقه شمالي قرار دارد. متوسط بارندگي ساليانه اراك 0/316 ميليمتر مي باشد كه سال 1347 با 0/626 ميليمتر بيشترين و سال 1378 با 0/201 ميليمتر كمترين ميزان بارندگي ساليانه را دارند. بيشترين ميزان بارندگي روانه به ميزان 0/80 ميليمتر در ماه آبان 1351 اتفاق افتاده است.

 ميانگين دماي متوسط ساليانه اراك 8/13 درجه سانتيگراد مي باشد كه ماه مرداد با ميانگين 0/27 درجه سانتيگراد گرمترين ماه و ماه بهمن باميانگين 3/0 درجه سانتيگراد سردترين ماه مي باشد. بالاترين دماي ثبت شده در ماه تير 1356 به ميزان 0/44 درجه سانتيگراد بالاي صفر و كمترين دماي ثبت شده درماه بهمن 1367 به ميزان 5/30- درجه سانتيگراد زير صفر گزارش شده است.

ميانگين رطوبت ساليانه اراك 46% مي باشد كه ماه دي با ميانگين 68% مرطوبترين ماه وماه شهريور با 26% خشك ترين ماه مي باشد.

باد غالب اراك 270 درجه غربي مي باشدوبيشترين سرعت باد وزيده شده به ميزان 0/135 كيلومتر بر ساعت در ماه اسفند 1382 گزارش شده است.

اقليم اراك براساس روش دكتر كريمي :نيمه مرطوب ( نزديك به نيمه خشك) با تابستان گرم و زمستان بسيار سرد. 

 

2-شهرستان ساوه

 

شهر ساوه مركز شهرستان ساوه باارتفاع 1108 متر از سطح متوسط دريا و طول جغرافيايي 50 درجه و 20 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 35 درجه و 03 دقيقه شمالي قرار دارد. متوسط بارندگي ساليانه ساوه 0/206 ميليمتر مي باشد كه سال 1374 با0/286 ميليمتر بيشترين و سال 1375 با 0/91 ميليمتر كمترين بارندگي ساليانه را دارند. بيشترين ميزان  0/38 ميليمتر در ماه آذر 1389 اتفاق افتاده است.

 ميانگين دماي متوسط ساليانه ساوه 1/18 درجه سانتيگراد مي باشد كه ماه مرداد باميانگين 5/31 درجه سانتيگراد گرمترين ماه و ماه بهمن باميانگين 7/5 درجه سانتيگراد سردترين ماه مي باشد بالاترين دماي ثبت شده در ماه تير 1382 به ميزان 6/43 درجه سانتيگراد بالاي صفر و كمترين دماي ثبت شده در ماه بهمن 1371 به ميزان 0/11- درجه سانتيگراد زيرصفر گزارش شده است.

ميانگين رطوبت ساليانه ساوه 39% مي باشد كه ماههاي آذر باميانگين 58% مرطوبترين ماه و ماه هاي خرداد تير مرداد و شهريور با ميانگين 27% خشكترين ماه مي باشد.

باد غالب ساوه 360 درجه شمالي و سپس 270 درجه غربي مي باشد و بيشترين سرعت باد وزيده شده به ميزان 0/90 كيلومتر بر ساعت در ماه فروردين 1372 گزارش شده است.

اقليم ساوه بر اساس روش دكتر كريمي: نيمه خشك باتابستان گرم و زمستان نسبتا سرد.

 

3-شهرستان تفرش

 

شهر تفرش مركز شهرستان تفرش با ارتفاع 1990 متر از سطح متوسط دريا و طول جغرافيايي 50 درجه و 02 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 34 درجه و 41 دقيقه شمالي قرار دارد. متوسط بارندگي ساليانه تفرش 0/316 ميليمتر مي باشد كه سال 1371 با 0/495 ميليمتر بيشترين و سال 1379 با 0/216 ميليمتر كمترين ميزان بارندگي ساليانه را دارند. بيشترين ميزان بارندگي روازنه به ميزان 0/60 ميليمتر در ماه آبان 1378 اتفاق افتاده است.

 ميانگين دماي متوسط ساليانه تفرش 3/13 درجه سانتيگراد مي باشد كه ماه مرداد با ميانگين 26/6 درجه سانتيگراد گرمترين ماه و ماه بهمن با ميانگين 0/9 درجه سانتيگراد سردترين ماه مي باشد بالاترين دماي ثبت شده در ماه مرداد 1376 به ميزان 0/39 درجه سانتيگراد بالاي صفر و كمترين دماي ثبت شده درماه دي 1370 به ميزان 5/20- درجه سانتيگراد زير صفر گزارش شده است.

 ميانگين رطوبت ساليانه تفرش 47% مي باشد كه ماه دي با ميانگين 67% مرطوبترين ماه و ماههاي تير و مرداد باميانگين 28% خشكترين ماه مي باشد.

 بادغالب تفرش 270 درجه غربي مي باشد و بيشترين سرعت باد وزيده شده به ميزان0/83 كيلومتر بر ساعت در ماه اسفند 1382 گزارش شده است.

 اقليم تفرش براساس روش دكتر كريمي:نيمه مرطوب با تابستان معتدل و تاحدي گرم و زمستان بسيار سرد.

 

4-شهرستان خمین

 

شهر خمين مركز شهرستان خمين با ارتفاع 1880 متر از سطح متوسط دريا و طول جغرافيايي 50 درجه و 50 دقيقه شرقي وعرضي جغرافيايي 33 درجه و 38 دقيقه شمالي قرار دارد. متوسط بارندگي ساليانه خمين 0/313 ميلميتر مي باشد كه سال 1371 با 0/454 ميليمتر بيشترين و سال 1374 با 5/189 ميليمتر كمترين ميزان بارندگي ساليانه را دارند.

 بيشترين ميزان بارندگي روازنه به ميزان 0/54 ميليمتر در ماه فروردين 1375 اتفاق افتاده است.

 ميانگين دماي متوسط ساليانه خمين 2/13 درجه سانتيگراد مي باشد كه ماه تير با ميانگين 2/25 درجه سانتيگراد گرمترين ماه و ماه بهمن باميانگين 2/0 درجه سانتيگراد سردترين ماه مي باشد بالاترين دماي ثبت شده در ماه تير 1377 به ميزان 5/41 درجه سانتيگراد بالاي صفر و كمترين دماي ثبت شده در ماه بهمن 1379 به ميزان 2/24- درجه سانتيگراد زير صفر گزارش شده است.

ميانگين رطوبت ساليانه خمين 46% مي باشد كه ماه بهمن با ميانگين 65% مرطوبترين ماه و ماه شهريور باميانگين 29% درصد خشكترين ماه مي باشد.

 بادغالب خمين 270 درجه غربي مي باشد و بيشترين سرعت باد وزيده شده به ميزان 0/90 كيلومتر بر ساعت در ماههاي ارديبهشت 1381 و آبان 1380 گزارش شده است.

 اقليم خمين براساس روش دكتركريمي: نيمه مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسيارسرد.

 

5-شهرستان کمیجان

 

شهركميجان مركز شهرستان كميجان با ارتفاع 1741 متر از سطح متوسط دريا و طول جعرافيايي 49 درجه و 19 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 34 درجه و 43 دقيقه شمالي قرار دارد متوسط بارندگي ساليانه كميجان 0/278 ميليمتر مي باشد كه سال 1371 با 0/488 ميليمتر بيشترين و سال 1379 با 0/173 ميليمتر كمترين ميزان بارندگي ساليانه را دارند. بيشترين ميزان بارندگي روزانه به ميزان 0/51 ميليمتر در ماه بهمن 1376 اتفاق افتاده است.

ميانگين دماي متوسط ساليانه كميجان 9/12 درجه سانتيگراد مي باشد كه ماه مرداد با ميانگين 26/4 درجه سانتيگراد گرمترين ماه و ماههاي دي و بهمن با ميانگين 0/5 درجه سانتيگراد سردترين ماه مي باشند کمترین دمای اتفاق افتاده در دوره آماری 0/27- درجه سانتيگراد زير صفر گزارش شده است

 ميانگين رطوبت ساليانه كميجان 50% مي باشد كه ماه بهمن باميانگين 71% مرطوبترين ماه وماه تير باميانگين 33% درصد خشكترين ماه مي باشد.

 باد غالب كميجان 270 درجه غربي مي باشد و بيشترين سرعت باد وزيده شده به ميزان 0/79 كيلومتر برساعت در ماه آبان 1382 گزارش شده است ( آمار وزش باد يك ساله مي باشد)

 اقليم كميجان براساس روش دكتر كريمي: نيمه مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسيار سرد.

 

6-شهرستان دلیجان

 

شهردليجان مركز شهرستان دليجان با ارتفاع 1522 متر از سطح متوسط دريا و طول جغرافيايي 50 درجه و 41 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 33 درجه و 59 دقيقه شمالي قراردارد. متوسط بارندگي ساليانه دليجان 0/313 ميلمتر مي باشد كه سال 1371 با 0/454 ميليمتر بيشترين و سال 1374 با 5/189 ميليمتر كمترين ميزان بارندگي  ساليانه رادارند.

بيشترين ميزان بارندگي روزانه به ميزان0/54 ميليمتر درماه فروردين 1375 اتفاق افتاده است.

ميانگين دماي متوسط ساليانه دليجان 2/13 درجه سانتيگراد مي باشد كه ماه تير با ميانگين 30/0 درجه سانتيگراد گرمترين ماه و ماه دي با ميانگين 3/4 درجه سانتيگراد سردترين ماه مي باشد بالاترين دماي ثبت شده در ماه تير 1377 به ميزان 5/41 درجه سانتيگراد بالاي صفر و كمترين دماي ثبت شده در ماه بهمن 1379  به ميزان 2/24- درجه سانتيگراد زير صفر گزارش شده است.

ميانگين رطوبت ساليانه دليجان 46% مي باشد كه ماه دي با ميانگين 67% مرطوبترين ماه و ماه شهريور باميانگين 21% درصد خشكترين ماه مي باشد( درخصوص اطلاعات دما رطوبت نسبي و باد فقط از آمار سال 1382 استفاده شده است)

باد غالب دليجان 315 درجه شمال غربي مي باشد و بيشترين سرعت باد وزيده شده به ميزان 0/108 كيلومتر بر ساعت درماه اسفند 1382 گزارش شده است

 اقليم دليجان براساس روش دكتر كريمي: نيمه خشك با تابستان گرم و زمستان سرد. 

 

7-شهرستان شازند

 

شهرشازند مركز شهرستان سربند با  ارتفاع 1918 متر از سطح متوسط دريا و طول جغرافيايي 49 درجه و 25 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 33 درجه و56 دقيقه شمالي قراردارد متوسط بارندگي ساليانه شازند 0/491 ميليمتر مي باشد كه سال 1371 با0/649 ميليمتر بيشترين و سال 1378 با0/293 ميليمتر كمترين ميزان بارندگي ساليانه رادارند. بيشترين ميزان بارندگي روزانه به ميزان 0/77 ميليمتر در ماه اسفند 1370 اتفاق افتاده است.

 ميانگين دماي متوسط ساليانه شازند 3/12 درجه سانتيگراد مي باشد كه ماه مرداد باميانگين 2/24 درجه سانتيگراد گرمترين ماه و ماه بهمن  با 5/0 درجه سانتيگراد سردترين ماه مي باشد. بالاترين دماي ثبت شده در ماه  تير 1371 به ميزان 0/39 درجه سانتيگراد بالاي صفر و كمترين دماي ثبت شده در ماه دي 1370 به ميزان 52/25- درجه سانتيگراد زير صفر گزارش شده است.

ميانگين رطوبت ساليانه شازند 42% مي باشد كه ماه بهمن با ميانگين 65% مرطوبترين ماه و ماه شهريور باميانگين 22% درصد خشكترين ماه مي باشد.

 باد غالب شازند 270 درجه غربي مي باشد.

 اقليم شازند براساس روش دكتر كريمي: نيمه مرطوب تا مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسيار سرد.

 

8-شهرستان آشتیان

 

شهر آشتيان مركز شهرستان آشتيان با ارتفاع 2120 متراز سطح متوسط دريا و طول جغرافيايي 50 درجه و 01 دقيقه شرقي وعرض جغرافيايي 34 درجه و 32 دقيقه شمالي قرار دارد. متوسط بارندگي آشتيان 0/258 ميليمتر مي باشد كه سال 1372 با 0/173 ميليمتر كمترين ميزان بارندگي ساليانه رادارند. بيشرين ميزان بارندگي روزانه به ميزان 0/54 ميليمتر در ماه فروردين 1375 اتفاق افتاده  است.

باد غالب آشتيان غربي و شمال غربي مي باشد

 اقليم آشتيان براساس روش  دكتر كريمي: نيمه مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسيار سرد.

 

9-شهرستان محلات

 

شهر محلات مركز شهرستان محلات باارتفاع 1735 متر ازسطح متوسط دريا و طول جغرافيايي 50 درجه و 27 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 33 درجه و 55 دقيقه شمالي قراردارد. متوسط بارندگي ساليانه محلات 0/282 ميليمتر مي باشد كه سال 1371 با 0/520 ميليمتر بيشرين و سال 1378 با 0/188 ميليمتر كمترين ميزان بارندگي ساليانه رادارند. بيشترين ميزان بارندگي روزانه به ميزان 0/60 ميليمتر در ماه فروردين 1381 اتفاق افتاده است.

باد غالب محلات غربي و شمال غربي است

 اقليم محلات براساس روش دكتركريمي: نيمه خشك با تابستان گرم و زمستان سرد.

 

10-شهرستان زرندیه

 

شهر مامونيه مركز شهرستان زرنديه با ارتفاع 1280 متر ازسطح متوسط دريا و طول جغرافيايي 50 درجه و 20 دقيقه شرقي وعرق جغرافيايي 35 درجه و 20 دقيقه شمالي قراردارد. متوسط بارندگي ساليانه مامونيه 0/188 ميليمتر مي باشد كه سال 1382 با 0/247 ميليمتر بيشترين و سال 1378 با 0/140 ميليمتر كمترين ميزان بارندگي ساليانه رادارند. بيشترين ميزان بارندگي روزانه به ميزان 0/37 ميليمتر در ماه آذر 1379 اتفاق افتاده است.

 باد غالب مامونيه شمال و شمال غربي مي باشد

 اقليم مامونيه براساس روش دكتر كريمي: نيمه خشك باتابستان گرم و زمستان سرد

 

 منبع : سایت سازمان هواشناسی استان مرکزی

1010ش

 

 8 

 

 

 

 

2-2-2-لللل

+ نوشته شده توسط صباح در سه شنبه 20 تیر1385 و ساعت 9:38 بعد از ظهر |

 

 

پيشينه تاريخي كليميان اراك

 

 

 

كليميان در استان مركزي

از زمانهاي دور مكانهاي مقدس (معابد) كليميان در نزديكي يا همجواري نقاط تاريخي استان مركزي نظير ساوه، خمين، دليجان و شرا(خنداب) قرار داشته اند همانند آرامگاه «استر و مُردخاي» در همدان، چهار انبياء در قزوين، «حیقوق نبي» در تويسركان و «اشموئيل پيغمبر» در شمال غرب ساوه. بنا به نظر يكي از كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي استان مركزي: «ميتوان پذيرفت كه وجود آثار مقدس نشان از گسترش و تأثير آيين حضرت موسي (ع) در ابعاد تاريخي خود داشته و بسياري از ساكنين نقاط مختلف نيز تحت الشعاع نفوذ آن قرار داشته اند مانند جاورسيان در بخش شرا(خنداب) شهرستان اراك، در ساوه شنيدم كه زبان و بعضي از سنن اهالي الوير واقع در منطقه كوهستاني خرقان بسيار به زبان يهوديان نزديك است كه در اين زمينه هنوز بررسي لازم به عمل نيامده است.».

درباره پيشينه كليميان استان مركزي اطلاعات زيادي در دست نيست. ولي با توجه به قرار گرفتن استان مركزي در ميان مراكز مهم مذهبي و تجمع يهوديان يعني همدان، اصفهان، كاشان و تهران، بيشك گروههايي از ايشان در منطقه استان مركزي حضور داشته اند و از آن جهت كه به جز ساوه شهر قابل توجهي تا قبل از تأسيس شهر اراك در اين منطقه وجود نداشته، بايد حضور ايشان را در روستاهاي اين ناحيه جستجو نمود. به همين دليل، آمار دقيقي نيز از كليميان استان مركزي طي سده هاي اخير در دست نيست. در سرشماري سال 1335 تعداد يهوديان ايران 65232 نفر گزارش گرديده است كه در اين ميان استان مركزي به مركزيت تهران داراي 35942 نفر يهودي بوده است كه 11/55 درصد يهوديان كشور را شامل ميشده است. در سرشماري سال 1345، تعداد يهوديان ايران 60683 نفر گزارش شده است كه استان مركزي با42717 نفر 74/68 درصد يهوديان كشور را در خود جاي داده بود. طبق همين سرشماري جمعيت كليميان شهرستان اراك 273، شهرستان تفرش 10 نفر، شهرستان خمين 70 و شهرستان محلات 7 نفر گزارش شده است.

با توجه به اطلاعات فوق مشخص ميگردد در سال 1345 در شهرستانهاي اراك، تفرش، خمين و محلات تعدادي كليمي سكنی داشته اند. همچنين در روستاي سنجان اراك وجود تعدادي از يهوديان گزارش شده است كه هم اكنون گورستاني نيز در آنجا از ايشان موجود است.

 

كليميان در اراك

اطلاعات دقيقي از اولين حضور كليميان در شهر اراك در دسترس نيست. برخي اعتقاد دارند: «تعدادي يهودي در اوايل تأسيس قلعه سلطان آباد در سال 1231 ه.ق. در روستايي به نام دستجرده زندگي ميكردند تا اين كه پس از اتمام بناي قلعه سلطان آباد توسط يوسف خان گرجي آنها را به داخل قلعه آوردند و علت انتقال آنها هم اين بود كه اكثريت قريب به اتفاق آنان تاجر، دكتر و داروساز بودند» (روابط عمومي فرمانداري سربند، اقليتهاي مذهبي در شهرهاي اراك و شازند، سال 1370) كه البته سند معتبري در اين خصوص ارائه نشده است. مصاحبه به عمل آمده با برخي كليميان، حاكي از آن است كه تعدادي از يهوديان، در گذشته از گلپايگان، كاشان و همدان به اراك مهاجرت كرده اند.

برخي معتقدند كه يهوديان در دوره سلطنت ناصرالدين شاه به اراك مهاجرت نموده اند: «معمرين از پدران خود، چنين به ياد دارند. در دوران سلطنت پنجاه ساله ناصري كه مملكت به آرامشي نسبي رسيد و تاخت و تاز اقوام ديگر به مرزهاي ايران كاهش يافت و جادهها امن گرديد، سلطان آباد نيز به بركت اين آرامش از رونق اقتصادي خوبي برخوردار بود و حكام محلي، به خصوص برادر اميركبير (ميرزا حسن خان)، مستوفي الممالك و نمايندگان او با رعايا و مردم خوش رفتاري ميكردند. اين امر باعث شده بود كه 85 خانوار يهودي از «سه ده»، «سنجان» و ساير نقاط به سلطان آباد مهاجرت كنند. اينان در شمال شرقي «گذر سپهداري» در ضلع شرقي «خيابان محسني» محلهاي احداث نموده و در آن سكونت داشتند» (كندي، مهدي، راه دانش 13 و 14، 97) كه البته در اين خصوص نيز سندي ارائه نشده است.

كليميان اراك، در محله قلعه (خيابان محسني) ساكن بوده اند و براي آنكه از گزند و تعرض، در امان باشند خود را تحت حمايت «حاج آقا محسن عراقي» از ملاكين و مجتهدين بزرگ آن روز قرار ميدهند و چندي بعد در همين محله كنيسهاي بنا مينمايند و از آنجا كه اكثر آنها به كسب و كار و تجارت مشغول بودند كاروانسرايي از موقوفات حاج آقا محسن اجاره نموده و در آنجا به تجارت و خريد و فروش مشغول ميگردند به طوري كه اين كاروانسرا به نام ايشان معروف ميگردد.

اولين خبر در مورد كليميان اراك مربوط به حدود سالهاي 1311 و 1312 قمري مصادف با حدود سالهاي 1272 و 1273 شمسي ميگردد و آن مربوط است به نزاعي كه بين مسلمانان و كليميان در بازار رخ ميدهد. مرحوم ابراهيم دهگان در كتاب «كارنامه يا دو بخش ديگر از تاريخ اراك» مشروح آن را به شكل ذيل بازگو نموده است: «در اواخر 1311 حكومت عراق [اراك] نصيب نواب والا عمادالدوله گرديد. حدود 14 ماه به عنوان فرماندار در عراق [اراك] حكومت ميكردند. از وقايع زمان ايشان جنگ بين مسلمانان و يهوديان است. شرح اجمالي داستان آن كه عده اي از يهوديان در كاروانسراي موقوفه، مستأجر و خود را تحت حمايت مرحوم حاج آقا محسن قرار داده بودند. يك روزي يكي از مؤمنين در حين اداي فصول اذان كه به بَدان لعن ميفرستاد از جمله به يهوديان نفرين كرد. دستهاي از جوانان يهودي به مقابله برخواستند [برخاستند]. عده اي از مسلمانان به كمك مؤذن، حق آنها را به كف دستشان گذاشته كار از حدود بازار بالاتر گرفت و مرحوم ضياءالدين به كمك بازاريها چريكي تهيه كرده و وارد بازار شدند و از اين طرف نوكرهاي آقا دخالت كردند و جنگ درگرفت در نتيجه پنج نفر تلفات گرفته شد؛ از طرفداران حاج آقا محسن يك نفر و از آن طرف چهار نفر. از جمله عباس كاشاني يكي از مردم گاوخانه از اطرافيان حاج ذكر كشته شد عده اي از مردم حصار براي شكايت به تهران رفته و سر و صدايي راه انداخته آقا را به تهران خواستند تا سال 14 آقا در تهران بود.» (دهگان، ابراهيم، كارنامه يا دو بخش ديگر از تاريخ اراك، 198).

از اين واقعه - كه حدود 80 سال پس از تأسيس شهر اراك اتفاق افتاده است - ميتوان نتيجه گرفت كه سالها پيش از اين، اقليت كليمي در اين شهر سكونت داشته و جزو اولين گروههاي مهاجر به اين شهر هستند كه از مناطق يهودنشين اطراف مانند سنجان و همچنين شهرهاي خمين، گلپايگان و كاشان به اين شهر مهاجرت نموده اند.

 

جمعيت كليميان اراك

همان گونه كه ذكر شد آمار دقيقي از اولين كليميان اراك در دست نيست ولي با توجه به وجود يهوديان در روستاي «سنجان» اراك و اخبار مربوط به درگير مسلمانان و كليميان در حدود سال 1273 شمسي (1312 قمري) ميتوان نتيجه گرفت كه يهوديان، از اولين اقليتهاي ساكن در شهر اراك بودهاند و تقريباً در پنجاه سالِ اولِ تأسيس شهر، به اين شهر مهاجرت كرده اند.

در سال 1328 شمسي از كليميان اراك جهت انتخاب نماينده در مجلس شوراي ملي، رأي گيري به عمل ميآيد كه در رأيگيري 476 برگ تعرفه توزيع ميگردد (نامه عراق، شماره 1275، 29/12/1328) كه با احتساب تقريبي جمعيتي كه شرايط رأي دادن نداشته اند، ميتوان گفت كه بيش از هزار نفر كليمي در اين شهر سكونت داشته اند.

رضا وكيلي طباطبايي تبريزي كه در حدود سالهاي 1334 در شهر اراك حضور داشته است، مينويسد:

«از ملت يهود و بني اسرائيل در شهر كليه زيادتر از شصت نفر و معدودي خانوار نميشود. كارشان دلالي و طبابت قديمي است كه بي علم و بي تجربه نسخه ميدهند. ملا ابراهيم خان عالم آن گروه است.» (وكيلي طباطبايي تبريزي، رضا، تاريخ عراق (اراك)،400) كه البته اين آمار با توجه به رأي گيري و آمار سال 1345 كه در ادامه ميآيد، صحيح به نظر نميرسد.

«در اولين سرشماري كه در سال 1335 انجام ميگيرد كل كليميان ايران 65232 نفر برآورد ميگردد. در استان مركزي به مركزيت تهران در اين سرشماري 35942 نفر يهودي ساكن بوده اند.

در دومين سرشماري كه در سال 1345 انجام ميگيرد در شهرستان اراك 273 نفر از كليميان ساكن بوده اند.» (سازمان برنامه و بودجه استان مركزي، آمارنامه استان مركزي، سال 1350، 17)

«طي سرشماري سال 1355، جمعيت كليميان استان مركزي به مركزيت تهران 44554 نفر برآورده گرديده است. براساس همين سرشماري جمعيت شهر اراك 116832 نفر و مشتمل بر 24493 خانوار بوده است كه 4/0 درصد آن را پيروان اديان ديگر تشكيل ميداده است.» (مركز آمار ايران، سرشماري عمومي نفوس و مسكن، 1355، شماره 163،ژ)

در سرشماري سال 1365 جمعيت كليميان ايران 26354 نفر برآورد شده است كه در شهرستان اراك 43 نفر (20 مرد و 23 زن)، خمين 21 نفر، ساوه 1 نفر، سربند 2 نفر و محلات 2 نفر مرد ساكن بودهاند. در سرشماري سال 1375 كل جمعيت كليميان استان مركزي 13 نفر اعلام ميگردد كه همگي در شهر اراك ساكن و شامل 5 مرد و 8 زن بوده اند. اين امر نشان دهنده مهاجرت اكثر يهوديان از اين استان ميباشد.

شغل كليميان

از جمله مشاغلي كه كليميان اراك بدان مي پرداخته اند طبابت بوده است. البته اينان غالباً به روش تجربي و سنتي به مداواي بيماران ميپرداخته اند. «نامه عراق» در مقاله هاي به عنوان «وظايف عمومي، صحت خود را حفظ كنيد» به انتقاد از مردم ناداني ميپردازد كه به جاي مراجعه به پزشكان حاذق به يهوديان مدعي طبابت مراجعه مينمايند:

«... و به جاي آن كه در بحران مرض به طبيب حاذق رجوع نمايند قفل خانه فلان يهودي مدعي طبابت را مي چسبند و بالاخره در اثر اين بي مبالاتي و اعتقاد به خرافات خود، همسر و يا جگر گوشه نازنين را به لب پرتگاه مرگ سوق داده و با يك ضربه چكش كه بر درب خانه فلان كليمي و يا قابله غير مجاز بيسواد جاهل ميزنند و . . .» (نامه عراق، شماره 151،1)

علي رغم اين توصيف، بسياري از مردم جهت مداواي امراض خود به پزشكان يهودي مراجعه مينموده اند و بعضي از پزشكان آنها از احترام خاصي برخوردار بوده اند، از جمله خانواده دكتر الهي (كه بعداً مسلمان شدند، دكتر يحيي، ميرزا شكرا... يهودي، حكيم موسي طبيبيان و برخي خانواده هاي يهودي ساكن در سنجان اراك كه عبارت بودند از:

خانواده اسحاق، فرزند ربيع كه مادرش كم و بيش بيماريهاي ساده را درمان ميكرد. خانواده يونس كه اطلاعات طبي داشته و بيماريهايي چون سرماخوردگي، سياه زخم و امثال آن را مداوا ميكرد.

«از دهه 1340 پزشكان دانشگاه ديده به تدريج در اين شهر خدمت كردهاند كه ميتوان به نامهاي دكتر مراديان، دكتر وحدت، دكتر فاميلي، دكتر صفوتي، دكتر نصرتي، دكتر داودي و دكتر سليماني اشاره كرد» (انجمن كليميان ايران، دستنويس، سال 1379) كه برخي مقبوليت عام يافتند به طوري كه در مجلس ترحيم دكتر مراديان در سال 1377، بسياري از مردم، پزشكان اراك و حتي روحانيون شهر شركت داشته و در بزرگداشت او - كه در مسجد حاج تقي خان اراك برگزار گرديد - وعاظ، سخنرانان و شعرا به ايراد سخن پرداختند.

جزوه «اقليتهاي مذهبي در شهرهاي اراك و شازند» نيز در مورد مشاغل كليميان مينويسد:

«از ديگر مشاغلي كه يهوديان اراك بدان اشتغال داشتند پارچه فروشي (بزازي) و خرازي ميباشد كه تا قبل از سال 1370 افراد ذيل در بازار اراك به اين شغل ميپرداخته اند. دانيال مراديان، دانيال آقائيان، نصرت ا... رباني، نجات ا... ماخاني، افلاطون ماخاني، باباجان مراديان، موسي نيساني، احسان رباني.» (روابط عمومي فرمانداري سربند، اقليت مذهبي در شهرهاي اراك و شازند، 1377). شكر ا... مراديان، موسي شيرازي و حبيب گبايي نيز از ديگر كليمياني هستند كه به بزازي اشتغال داشته اند.

«شغل يهوديان بيشتر تجارت و فروش پارچه بود...» (كندي، مهدي، راه دانش 13 و 14، 97).

  فرهنگ و آموزش

در اسناد موجود، مدرسهاي خاص كليميان ثبت نشده و به اين ترتيب، احتمالاً كودكان كليمي، خط عبري را بيشتر توسط والدين و مابقي علوم را در مدارس موجود شهر تعليم ميديدهاند. طبق گزارش انجمن كليميان «در دهه 1330 آموزشگاه شبانه و همچنين در ايام تابستان كلاسهاي روزانه جهت تدريس دروس شرعيه و زبان عبري داير بود كه اين كلاسها تا حدود سال 1347 ادامه داشته است.» (انجمن كليميان ايران، دستنويس، سال 1379)

همچنين به جز يك كنيسا كه محل اداي فرايض مذهبيِ آنان بوده، مكان فرهنگي ديگري در شهر نداشتهاند. در عرصه هنر نيز به جز داير كردن عكاسخانه از كليميان اثري مشاهده نگرديده به طوري كه حتي سنگ قبرهاي ايشان نيز توسط سنگ تراشان مسلمان، ساخته ميشده است و نام و نشان سنگ تراش بر برخي قبور حك شده است. در مورد داير كردن عكاسخانه نشريه يادداشت جوان مينويسد: «در سالهاي بين 39 - 1334 عكاس خانه هاي ديگري به مجموعة عكاس خانه هاي اراك افزوده شد از جمله: عكاسي وينتور و عكاسي ميترا، كه گردانندگان اين دو عكاسي يهوديان بودند... در آن زمان عكاسي ميترا در خيابان شهرباني قديم واقع شده بود.» (اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان مركزي، بولتن يادداشت جوان، تاريخ عكاسي اراك از گذشته تا امروز، شماره 1،4)

 

رابطه مسلمانان و يهوديان

رابطه مسلمانان و اهالي اراك با اقليت كليمي را بايد با توجه به اقشار موجود در شهر، جداگانه بررسي كرد. رابطه مردم با اين اقليت برخاسته از نگرش عوام نسبت به يهود بوده و از آزار آنها ابايي نداشتهاند. ولي عالمان و خواص، عمدتاً با مواسات و رأفت اسلامي با آنها برخورد ميكرده اند به طوري كه از همان ابتدا همانگونه كه ذكر شد، يهوديان خود را تحت حمايت و دركنف آيت ا... حاجي آقا محسن عراقي قرار داده و با حمايت وي در بازار اراك به اشتغال و امرار معاش مشغول بوده اند. در شرح احوال آيت ا... حاج آقا محسن ميخوانيم: «در زمان حيات مرحوم آقاي حاجي آقا محسن تعداد زيادي كليمي و ارمني در عراق [اراك] زندگي ميكرده اند و معظم له هميشه نهايت سعي را مبذول ميداشتهاند از هرگونه ظلم و ستم و زورگويي نسبت به اقليتها جلوگيري شود و اگر براي بعضي از افراد كليمي يا مسيحي ناراحتي در اراك پيش ميآمد براي رفع گرفتاري به مرحوم آقا متوسل ميشدند و در همه اوقات ميتوانسته اند خدمت ايشان آمده و تظلم و شكايت نمايند. وجود معظم له موجبات آسايش خاطر اين اقليتها را فراهم و آقا را پشتيباني براي خود ميدانستند.» (خاكباز، علي اكبر، خاندان محسني اراكي، 93). از سوي ديگر محل سكونت كليميان اراك، در كوي سكونت عالم بزرگوار حضرت آيت ا... آقا نورالدين اراكي در محله قلعه قرار داشته است. در واقع با سكونت در كوچه آقا نور الدين به نوعي ضمن برخورداري از حمايتهاي ايشان، از گزند عوام مصون ميماندند. محبت و اخلاق حسنه آقا نورالدين باعث گرديده بود كه علاوه بر محبوبيت وسيعي كه در بين عامه مردم داشت اقليتها و به خصوص كليميان به وي علاقمند گشته و محب وي گردند. آقا نورالدين در قسمتي از منظومهاي كه زندگي خودرا شرح ميدهد آورده است:

«اني تمام مدت الرياسه

كنت مع الكل علي المواسه

قد اقبل الكثير و القليل

احمي لكل لم يكن جليل

وا... شاهد علي ماقد ذكر

من غير اغراق و كذب قد نشر

«در تمام مدت رياست خود با همه مردم مواسات ميكردم و همه مردم را از كوچك و بزرگ حمايت مينمودم. خد.اي را شاهد ميگيرم كه آنچه گفتم از روي خودخواهي و نظاير آن نبوده است».

در جاي ديگر در همان شرح حال مينويسد:

جائت لمنعي جمله النسوان

حتي اليهوديات بكل شأن

«براي اينكه مرا از مسافرت بازگردانند، تمام زنهاي بلد حتي دختران يهوديه رو آورده و جلوي مرا ميگرفتند» (دهگان، ابراهيم، نور مبين، راه دانش 3 و 4، 78) و اين قضيه مربوط به جنگ جهاني اول است كه مرحوم آقا نورالدين براي جمع آوري نيرو و مبارزه با قواي روس و انگليس در محرم 1334 دست به مهاجرت از شهر اراك زده و پس از 39 ماه در اوايل جمادي الاول 1377 به اراك بازگشت نمود.

كتاب نورالباقي درباره ارتباط آقا نورالدين با كليميان مينويسد:

«قبل از آقا نورالدين (ره) مردم، يهوديها را آزار ميدادند و گاهي برخوردهاي زيانبار و اسفزا از مسلمين سر ميزد كه به قداست اسلام در انظار ديگران لطمه ميزد. اما با اقامت آقا نورالدين در اراك، آن هم در محلة يهوديها كه نشانگر پناهندگي يهوديها به آن وجود مقدس بود، ديگر كسي جرئت نميكرد كه به آنها توهين يا آزار و اذيت نمايد. حقا كه آيينه صفات جدش بود و همانگونه كه خداوند در قرآن حضرت رسول را رحمه للعالمين خوانده، اين سلاله رسول ا... هم براي اين مرز و بوم نسبت به ارباب هر مذهب و آيين، باعث رحمت و فيض و بركت بود و بر تمامي دلها حكومت داشت. از اين رو هنگام ارتحال جگرسوزش يهوديان، تورات به دست، سيلي به صورت نواختند و قطرات اشك در رثايش چون ابر بهاري جاري ميساختند و مسيحيان در كنار مسلمانان، صليب به دست، با اهل اسلام ابراز همدردي و تأثر ميكردند» (نعيمي، داود، نورالباقي في كرامات آقا نور الدين عراقي،48)

از ديگر موارد قابل ذكر، احداث حمامي براي اقليتها توسط «حاج محمد ابراهيم خوانساري» از تجار شهر اراك و پدر همسر آيت ا... العظمي حائري (ره) و آيت ا... العظمي اراكي (ره) است.

در كتاب شرح احوال آيت ا... العظمي اراكي (ره) آمده است:

«ايشان در آغاز به صنعت و حرفه قاشق چوبي سازي اشتغال داشته و سپس به تجارت فرش مشغول شده بود . . . آب انبار و حمام مردانه و زنانه ساخته و براي اين كه اهل كتاب (يهوديها) به حمام مسلمين نيايند و ضمناً در زحمت هم نباشند حمامي هم جداگانه براي آنها ساخته بود كه اين گواه بينش صحيح و روشنفكري اوست و تاريخ اتمام بناي آب انبار و حمامها به سال 1290 ميباشد.» (استادي، رضا، شرح احوال حضرت آيت ا... العظمي اراكي (ره)، 24)

تفصيل اين موضوع در جاي ديگري بدين شرح آمده است:

«اين گروه (يهوديان) از تأسيسات و امكانات شهري نظير گورستان، مدرسه و ... برخوردار بودند اما حمامي به آنها اختصاص نداشت. بزرگان اقليتها به مرحوم حاج آقا محمد ابراهيم خوانساري و مراجع و علماي شهر متوسل شدند و چنين عنوان داشتند كه اقليتهاي صاحب كتاب، در بلاد مسلمين تحت حمايت آنان و حكومت اسلام قرار دارند و حاكم شرع متعهد حفظ جان، مال و ناموس و حمايت از آنهاست. حاج محمد ابراهيم خوانساري براي حل مشكل اقليتها پيشقدم شد تا حمامي بسازد كه همه مردم و اقليتها با رعايت مسائل شرعي به راحتي از آن استفاده كنند و اين بنا يادگاري از نحوه رفتار مسلمانان ايراني با اقليتهاي مذهبي باشد. پس دستور داد در زمين مقابل قلعه خود حمام چهار فصل را به نام چهار دين رسمي بسازند.» (كندي، مهدي، راه دانش 13 و 14، 98)

 

كنيساي كليميان اراك

اين كنيسه در خيابان محسني، حدود 100 متر پايينتر از چهار سوق، نبش كوچه مدرسه سپهداري، روبروي كوچه آقا نورالدين قرار داشته و ساختمان آن قديمي بوده است. سال بناي آن دقيقاً مشخص نيست ولي به نظر ميرسد در همان اوان حضور ايشان در شهر ساخته شده است. در جزوه «اقليتهاي ديني در شهرهاي اراك و شازند» آمده است:

«مساحت بنا حدود 260 متر مربع در ابعاد 16 ´ 16 متر و با ارتفاعي حدود 6 متر داراي دو طبقه بوده است كه كليميان قبلاً مراسم مذهبي خود را در شبهاي شنبه و صبح شنبه به سرپرستي باباجان مرادي در اين مكان برگزار مينموده اند. اين بنا در بمباران جنگ تحميلي آسيب ميبيند كه به دلايلي از جمله هزينه هاي مالي و قلت كليميان كه تعدادشان به حد نصاب جهت برگزاري نماز جماعت نميرسد، مرمت نميگردد.» (روابط عمومي فرمانداري شازند، اقليتهاي مذهبي در شهرهاي اراك و شازند، 1370)

بنا به اطلاعات ارائه شده از سوي انجمن كليميان، سرپرستي نمازها را تا قبل از سال 1346 مرجع ديني كليميان اراك حاخام رحمت ا... نجاتي و بعد از آن باباجان مراديان به عهده داشته اند و در اين كنيسه اقامه نماز ميكرده اند.

اين كنيسه، به دليل عقب نشيني خيابان محسني كاملاً تخريب شده و اكنون در قسمت باقيمانده مغازه هايي ساخته شده است. يهوديان در محل بازار سنجان نيز كنيسهاي داشته اند كه اكنون تخليه و تبديل به مسجد شده است.

از سال ساخت و مشخصات ديگر اين كنيسه، اطلاعاتي در دست نيست.

 گورستان كليميان اراك

گورستان كليميان زميني محصور به چهار ديوار و ابعاد 60 ´ 120 متر در خيابان فتح شياكوه( نمک کوریها) ضلع شمالي زمين فوتبال و ضلع غربي خانه معلم اراك بوده كه اكنون جهت احداث پارك (بوستان) از سوي شهرداري تخريب گرديده است.

بنا به اظهارات انجمن كليميان، زمين قبرستان موقوفه بوده و سند آن از طرف حاج آقا محسن وقف قبرستان كليميان گرديده بود. اخيراً ديوارهاي اين گورستان خراب شده اما نما و قبرهاي آن (تا ابتداي سال 1379- سال تخريب گورستان) كماكان مشهود و سالم بود ولي طبق توافقي كه بين نماينده كليميان در مجلس شوراي اسلامي و اعضاي شوراي اسلامي شهر اراك در پائيز 1378 صورت گرفت، زمين اين قبرستان به منظور احداث پارك به شهرداري واگذار شده است.

از آنجا كه متون و نقوش اين قبور، اطلاعات مفيدي جهت شناخت تاريخچه اين اقليت در شهر اراك در اختيار ميگذارد به بررسي آن ميپردازيم:

اكثز سنگ قبرهاي آن داراي ستاره 6 پر بوده و به خط عبري نگاشته شده است. تعداد زيادي نيز قبر در محل فوق الذكر از يهوديان ميباشد كه آثار و علائمي ندارند. با توجه به مشاهدات به عمل آمده، قديميترين قبرِ داراي تاريخ، متعلق به ميرزا نورا... هاشم زاده متوفي به سال 1303 ميباشد كه خط سنگ قبر عبري و در حواشي سنگ به خط فارسي تاريخ و نام متوفي را نوشته اند.

با توجه به گزارش كارشناسان ميراث فرهنگي استان مركزي: «محتواي سنگ قبرهايي كه در گورستان كليميها واقع در سمت شمالي زمين فوتبال (مجموعه ورزشي) محله فوتبال، مورد مشاهده قرار گرفته اند، بيانگر اين نكته هستند كه آنها چهار نوع تاريخ را براي ثبت سال وفات به روي سنگ قبرها به كار ميبرده اند، سال هجري قمري، سال خورشيدي (شمسي)، سال كليمي و همچنين سال شاهنشاهي. براي مثال: «آرامگاه ابدي شادروان داود سليماني فرزند شلومو كه در تاريخ هيجدهم تير ماه 2535 شاهنشاهي چشم از جهان فرو بست.»

«آرامگاه ابدي شادروان بانو طوبي همسر حبيب ماخاني كه در تاريخ 31/2/1368 چشم از جهان فرو بست.»

به نظر ميرسد اين شخص از آخرين بازماندگان يهوديها در اراك باشد، زيرا جديدتر از تاريخ فوت فوق الذكر، تاريخي مشاهده نشد.

«آرامگاه ابدي خاطرن جان بَت داود كه در روز شنبه پنجم تموز 5695 ديده از جهان فرو بست.»

بعضي از كليميها اصل و نَسَب در گلپايگان داشته اند و از آن شهر به اراك مهاجرت كردهاند. (سنگ قبر «ابراهيم مناشيري گلپايگاني، 1325»)

اكثر سنگ قبرها داراي نقش ستاره داود در قسمت سر و همچنين چند سطر به خط عبري است. ولي يك سنگ يافت شد كه فاقد ستاره داود و خط عبري است. مع الوصف با توجه به نام متوفي، به نظر ميرسد كه آن نيز مربوط به يك كليمي باشد:

«وفات مرحوم رحمان ولد امططيا كاشاني 15 تموز شهر رمضان سنه 1336 مطابق شهر انور سنه 707» كه معني واژه آخر يعني سنه 707 به درستي آشكار نشد.

با توجه به محتواي سنگ قبرهاي ديگر اين گورستان، ميتوان دريافت كه اين اقليت از كاشان نيز به اراك مهاجرت كرده بودند:

«. . . وفات مرحوم آرفائيل لدابباهو كاشاني به تاريخ بيستم ج 2 سنه 1342، (4 سلطانْ)» كه معني واژة «4 سلطانْ» دانسته نشد. اين سنگ قبر فقط يك سطر خط عبري دارد.

ضمناً بعضي از اشعار روي سنگ قبرها چنين آمده است:

«دريغا حسرتا از كامراني

نبردم لذت دنياي فاني»

***************

«پس از عمري كه من خواهم بساط عشرتي چينم

فلك گويد بچين جانا كه من ناچيده برچينم»

***************

افسوس كه روح در بدن نيست مرا

جز فاتحه ديگر طعمي نيست مرا

ياران و برادران ياد كنيد مرا

كردم سفري كه آمدن نيست مرا

اين ابيات بر سنگ قبر مسلمانها نيز مشاهده شده است.

يهوديان [اراك] معمولاً بيشتر روزهاي سه شنبه به زيارت قبور ميروند. همچنين يهوديان سنجان نزديك پل سنجان روبروي چهار طاق قبرستاني داشته اند كه اكنون متروك است.» (گزارش كتبي يكي از كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي استان مركزي). در حال حاضر تنها 2 يا 3 خانوار كليمي در شهر اراك زندگي ميكنند كه احتمالا آنها نيز از اين شهر مهاجرت خواهند كرد ... و اين شايد نقطه پاياني باشد بر يك قرن حضور اين اقليت در شهر اراك.

منبع : www.iranjewish.com

+ نوشته شده توسط صباح در چهارشنبه 3 خرداد1385 و ساعت 8:33 بعد از ظهر |

مسجد جامع‌ ساوه‌

             طرح‌ اوليه‌ مسجد جامع‌ مشتمل‌ بريك‌ حياط‌ مستطيل‌ شكل‌ به‌ ابعاد 44*36 متر است‌ كه‌ گرداگرد حياط‌ را شبستانهاي‌ ستوندار گلي‌ و خشتي‌ فراگرفته‌ ، شبستانهاي‌ مسجد داراي‌ حجره‌هاي‌ متعددي‌ است‌ كه‌ سقف‌ آنها روي‌ ستونهاي‌ بزرگ‌ چهارضلعي‌ به‌ ضخامت‌ 20/2*10/2متر وبه‌ ارتفاع‌ حدود سه‌ متر استوار شده‌اند ، طاقهاي‌ خشتي‌ روي‌ ستونها هلالي‌ شكل‌ مي‌ باشند وخشتهاي‌ بكار رفته‌ براي‌ ساخت‌ چنين‌ طاقهااز نظر اندازه‌ غيرمعمول‌ بوده‌ بطوريكه‌ ابعاد آنها بالغ‌ بر 40*40*10 سانتي‌ متر مي‌ شود.  قديمترين‌ بخش‌ مسجد جامع‌ ساوه‌ همانا شبستانهاي‌ گلي‌ و خشتي‌ آن‌ است‌ كه‌ متعلق‌ به‌ دوره‌ پيش‌ از سلجوقي‌ مي‌ باشند.امادر دوره‌ سلجوقي‌ و ايلخاني‌ تغييرات‌ عمده‌اي‌ درشكل‌ معماري‌ اين‌ مسجد صورت‌ مي‌ گيرد .عنصر خشت‌ جاي‌ خود را به‌ آجر مي‌ دهد و از گچ‌ به‌ ميزان‌ بسيار جهت‌ ايجاد تزئينات‌ استفاده‌ مي‌ شود . پيداشدن‌ يك‌ محراب‌ گچي‌ زيبا وارزشمند در حين‌ كاوش‌هاي‌ باستانشناسي‌ در ضلع‌ شمالي‌ مسجد و نيز وجود تعدادي‌ محرابهاي‌ گچي‌ درقسمت‌ جنوبي‌ مسجد ،بيانگر سليقه‌ و ذوق‌ هنرمندان‌ گچبر مي‌ باشد.  درضلع‌ غربي‌ ،ايوان‌ بزرگي‌ ديده‌ مي‌ شود كه‌ طول‌ وارتفاع‌ آن‌ بايكديگر تقريبا"برابر است‌ اين‌ ايوان‌ باارتفاع‌ 70/16 ، طول‌ 80/16 وعرض‌ 11 متر بناگرديده‌ و در تمام‌ سطح‌ ديوارها و در لابلاي‌ بند آجرهاي‌ آن‌ زينتهاي‌ گچي‌ فراواني‌ به‌ چشم‌ مي‌ خورد كه‌ مشتمل‌ بركلمه‌ الله‌ ،محمد،علي‌ ،گل‌ و برگ‌ و نقوش‌ هندسي‌ است‌ .  در ضلع‌ جنوبي‌ مسجد ،گنبد خانه‌ بزرگ‌ آن‌ وجود دارد ،اين‌ گنبد از نوع‌ دوپوش‌ جدا از يكديگر است‌ .ارتفاع‌ پوش‌ اول‌ به‌ 17 متر و پوش‌ دوم‌ به‌ حدود 24 متر مي‌ رسد كه‌ پوش‌ دوم‌ با كاشيكاريهاي‌ رنگارنگ‌ تزئين‌ شده‌ است‌ .درون‌ گنبد خانه‌ يك‌ محراب‌ گچبري‌ شده‌ وجود دارد كه‌ بانقشهايي‌ مانند برگ‌ ،گل‌ و بوته‌ زينت‌ يافته‌ ،در حاشيه‌ محراب‌ ،آيات‌ قرآن‌ من‌ جمله‌ بخشي‌ از سوره‌ جمعه‌ ديده‌ مي‌ شود.  بيرون‌ از محوطه‌ مسجد در گوشه‌ شمال‌ شرقي‌ مناره‌ آجري‌ ديده‌ مي‌ شود كه‌ از دوره‌ سلجوقي‌ است‌  و از نظر پاره‌اي‌ تزئينات‌ ظريف‌ آجري‌ شبيه‌ به‌ مناره‌ مسجد جامع‌ سمنان‌ است‌ ،اين‌ منار تابلندي‌ حدود 4 متر توپر ساخته‌ شده‌ ،اماازاين‌ ارتفاع‌ به‌ بالا تو خالي‌ بوده‌ و داراي‌ يك‌ راه‌ پله‌ پيچدار است‌ كه‌ به‌ انتهاي‌ مناره‌  ختم‌ مي‌ شود، ارتفاع‌ منار به‌ 30/15 متر مي‌ رسد. بي‌ ترديد مجموعه‌ مسجد جامع‌ ساوه‌ يكي‌ از جالبترين‌ هنر معماري‌ در دوره‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ شناخت‌ و آشنايي‌ با زواياي‌ گوناگون‌ آن‌ هميشه‌ براي‌ پژوهشگران‌ و علاقمندان‌ به‌ معماري‌ ايراني‌ تازگي‌ خواهد داشت‌

منبع : سایت بنیاد اندیشه اسلامی

 

+ نوشته شده توسط صباح در پنجشنبه 7 اردیبهشت1385 و ساعت 10:6 قبل از ظهر |

قالی های ساروق

بهترين و زيباترين ساروقها از آن اراکند. اين عقيده صاحبنظران قالي احتمالا بر اساس حصول بازارهاي صادراتي است؛ اما عليرغم اين امر تنها، نام ساروق بلکه شهر ساروق (تقريباً در 50 کيلومتري شمال اراک) نيز براي بازار قالي داراي اهميت ويژه اي است. بعد از يک دوره کوتاه که در آن افت کيفيت پديد آمد، قاليهاي خوب و با کيفيتي والا به تمام دنيا بخصوص آمريکا و اروپا صادر شدند. ساروق بعنوان خاستگاه قالي در طول قرن نوزدهم گسترش يافت. از دوره هاي ابتدايي اطلاعات جامعي از روند بافت در اين شهر در دست نيست.

اندازه: تمام اندازه هاي معمول بانضمام اندازه هاي بزرگ و سفارشي تهيه مي شود.

رنگها: کرم، آبي، و قرمز جهت زمينه بکار ميروند و زرد، سبز، و سايه اي از قرمز جهت ترسيم طرحها بکار ميروند.

نقشها: بسياري از نقشهاي متفاوت بانضمام نقشهايي که از مراکز ديگر عاريه گرفته شده، در قاليهاي جديد ساروق بکار ميروند؛ که از ميان اين نقشها ميتوان طرحهاي هراتي و بوته ميري و طرح ترنج و نقشهاي متفاوت گل و نقوش مشبک را نام برد. حواشي متعدد و خطوط حواشي همواره بر ارائه حواشي باريک تأکيد مي ورزند.

ساختار: تار و پود پنبه اي مي باشند.

گره: گره فارسي مورد استفاده است. بافت از متوسط تا ريز متغير است (5000 گره در دسي متر مربع). شباهت قاليهاي قديمي و آنتيک در استفاده از گره ترکي است.

پرز: ساروقهاي جديد از پشمي عالي، و با چيني متوسط تا بلند برخوردارند. قطعات قديمي اغلب داراي ساختاري سفت و سخت و چيني کوتاه برخوردارند.

کيفيت: قطعات ساروق به بهترين گروه قاليها تعلق دارند و حتي در بين توليدات صادراتي اخير بلحاظ سفتي و سختي از ارزش والايي برخوردارند. قاليهاي قديمي و عتيقه ساروق را با بهايي گزاف تنها در معاملاتي که بوسيله دلالان در حراج ها رهبري مي شود ميتوان يافت

منبع : سایت www.farhangsara.com

 

+ نوشته شده توسط صباح در دوشنبه 4 اردیبهشت1385 و ساعت 11:18 بعد از ظهر |

تاريخچه مدارس جديد در اراک

 

اولين مدرسه با نظام جديد در سال 1321 هـ.ق به نام مدرسه صمصاميه (دبيرستان صمصامي فعلي) بوسيله شادروان حاح صمصام الملك امير تومان كه يكي از بزرگان و دانش دوستان اين شهر بود احداث گرديد. مديريت آن با زنده ياد ميرزا محمدخان آذرهوش كه از تحصيل كرده هاي دارالفنون بود محول گرديد. اين دبستان در بدو تاسيس داراي 3 كلاس شامل كلاس ابتدايي، فارسي. علمي و داراي 50 نفر دانش آموز بوده كه در سال 1322 هـ.ق تعداد دانش آموزان به 150 نفر در 4 كلاس و با دروس فارسي، عربي، رياضي و زبان فرانسه فعاليت داشت، براي مخارج اين واحد فرهنگي از طرف موسس و باني آن املاك و مستغلاتي وقف گرديده كه هزينه زندگي دانش آموزان و معلمان از آن در آمد پرداخت گردد. فتوكپي آن وقف نامه در پيوست همين تحقيق آمده است.

در سال 1325 هـ.ق آموزشگاه منتصريه با كوشش منتصرالدوله حاكم وقت عراق تاسيس گرديد و در آن سال داراي 200 نفر دانش آموز بوده است.

در سال 1328 هـ.ق . آموزشگاه سهاميه با كوشش مرحوم مرتضي قليخان بيات (سهام السلطان) نماينده عراق در مجلس شوراي ملي و مديريت آن با مرحوم كريم زاهدي بوده است

در سال 1330 هـ.ق آموزشگاهي به نام سلطانيه دايرگرديد.

در سال 1332 هـ.ق اولين دبستان دخترانه به نام شمس المخدرات احداث شد.

در سال 1338 هـ.ق برابر 1299 خورشيدي كه اولين سال تاسيس اداره معارف در عراق است دبستان عطيمه به رياست شادروان نخستين افتتاح گرديد.

در سال 1299 خورشيدي، دبستان دولتي شماره 1 (احمديه سپس فردوسي) از طرف اداره معارف (آموزش و پرورش) تاسيس شد.

در همان سال 1299 خورشيدي نيز دبستان دولتي شماره 2 (دبستان پهلوي سابق) بوسيله مرحوم صادق انصاري رئيس وقت اداره معارف افتتاح شد. در اين سال اولين امتحانات رسمي شش ساله ابتدائي انجام گرديده است.

در سال 1301 خورشيدي در دبستان دولتي شماره 1 (فردوسي) اولين كلاس دبيرستان داير و نيز يك باب دبستان دخترانه به نام دبستان دولتي دخترانه دوشيزگان افتتاح گرديد.

در سال 1307 خورشيدي 10 باب دبستان در بخشهاي عراق تاسيس شد بدين ترتيب است.

دبستان دولتي شماره 1  كرهرود

دبستان دولتي شماره 2 آستانه

دبستان دولتي شماره 3 سربند

دبستان دولتي شماره 4 خنداب

دبستان دولتي شماره 5 فرمهين

دبستان دولتي شماره 6 بزچلو

دبستان دولتي شماره 7 گرگان

دبستان دولتي شماره 8 قم - تفرش

دبستان دولتي شماره 9 ابراهيم آباد

دبستان دولتي شماره 10 طرخوران تفرش اين دبستانها ابتدا دو كلاسه بعد 4 كلاسه بوده اند.

در سال 1407 خورشيدي كلاس دوم دبيرستان در مدرسه عظيمي داير شد و مدرسه صمصامي نيز در اين سال دبيرستان شده و پس از مدتي تا كلاس سوم داير نمودند.

در سال 1308 يك باب آموزشگاه متوسطه امريكائي به نام ارك در اين شهر افتتاح و دانش آموزان آن در سال 1309 با شاگردان دبيرستان صمصامي در امتحانات رسمي دوره اول دبيرستان شركت نمودند. اين مدرسه در سال 1311 منحل گرديد.

در سال 1313 دبيرستان (پهلوي سابق) در محل فعلي پاساژ مركزي افتتاح گرديد.

در سال 1313 نيز دبيرستان دخترانه مهستي داير شد.

در سال 1313 اولين دبستان مختلط به نام دبستان دولتي مختلط بدر به وجود آمد.

دبيرستان دخترانه شاهدخت نيز در سال 1313 تاسيس شد. در سال 1314 دبستان مختلط منصوري از موقوفات حاجيه طوطي خانم منصوري احداث گرديد.

در سال 1315 كلاس ششم دبيرستان در صمصامي داير شد.

ارامنه اراك در سال 1286 شمسي برابر اكتبر 1907 ميلادي دبستان ملي شرف در ارامنه را افتتاح گرديد.

كودكستان نوين در سال 1314 و كودكستان ارامنه در سال 1305 به وجود آمده بود.

www.arak200.org

 

 

 

+ نوشته شده توسط صباح در دوشنبه 4 اردیبهشت1385 و ساعت 10:51 بعد از ظهر |

ساروق (امامزاده 72تن)

 

1- موقعیت جغرافیایی ساروق :

بقعه متبرکه امامزادگان هفتاد ودو تن در استان مرکزی – شهرستان اراک و در روستای ساروق واقع شده است . روستای ساروق در فاصله 48 کیلومتری شهرستان اراک با ارتفاع1810 متر از سطح دریا قرار گرفته است . جمعیت ساروق 3000نفر است معروفترین محصول روستا فرش دستبافت می باشدکه روزگاری جزو معروف ترین کالاهای صادراتی ایران به شمار می رفت

 

2-تاریخچه ساروق:

ساروق دارای سابقه تاریخی بسیار طولانی است و زمانی به عنوان دارالملک فراهان و سر آمد روستاهای منطقه محسوب می شده است و یکی از مراکز پذیرایی کاروان های مهاجر به کربلای معلا در زمان قدیم بوده است بنای امامزادگان 72 تن مربوط به سده ششم هجری است که در سال 1316 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است . کتیبه هایی که در بنای امامزادگان وجود دارند مربوط به دوره های مختلف می باشد. کتیبه موجود بر روی صندوق در بقعه شرقی که شجره را بیان کرده مربوط به سده ششم هجری قمری است و یکی از نکات جالب در مورد این کتیبه به کار رفتن واژه ساروق در آن است . دو کتیبه متفاوت نیز به صورت خطاطی بر روی دیوار منقوش است . قسمتی از سوره صف که در زیر یکی از گنبدها نوشته شده از نظر سبک شناسی نقاشی مربوط به سده هفتم و هشتم هجری قمری است . در کتیبه موجود بر روی دیوار غربی بقعه این جمله نوشته شده است (( هذا قبر علی صالح بن عبدالله الا عرج بن الحسین الاصغر بن علی زین العابدین بم الحسین بن علی ابن ابی طالب صلوه الله علیهم اجمعین فی سنه خمسائه)) و البته این جمله ادامه داشته که پاک شده است . محراب های بقعه بعدا به آن الحاق شده است و نوع آجرهای به کار رفته در گنبدها مربع است که دو پوش می باشد . نکته قابل توجه در باره این گنبدها این است که بنای آنها مستطیل شکل بوده در حالیکه پایه گنبدها مربع می باشد .

 

3-شرح حال امامزاده

امامزادگان هفتاد دو تن از احفاد نوادگان امام زین العابدین (ع) و امام محمد باقر (ع) و موسی کاظم (ع) هستند . که به صورت دسته جمعی از کربلا به مقصدتوس جهت زیارت علی بن موسی الرضا (ع) عازم بودند که این حرکت را مزدوران مامون دانستند و ایشان را به شهادت رساندند بزرگ این امامزادگان پدر و پسری هستند که در کتب نامشان با بهترین القاب و توضیحا می درخشد پدر: علی صالح بن عبدالله اعرج بن حسین اصغر بن امام زین العابدین (ع) است . پسر: عبدالله الثانی بن علی صالح فوق الذکر .

در بقعه شرقی محوطه بزرگ 72 تن که با داشتن دو گنبد . 10پله در طرفین پایه های دو گنبد از دیگر بقعه ها متمایز است دو فضای چند ضلعی وجود دارد که محل ورود فضای دوم از طرف شرق و یا به عبارت دیگر بالا سر امامزادگان عبدالله ثانی و علی صالح است . این فضا که از نظر مساحت بقعه و ضخامت دیوارها و نقشه کلی حایز اهمیت است. دارای یک صندوق قدیمی چوبین با شش قبر مرتفع از زمین با پوشش مرمر و کاشی است این فضا با ایوان طاق نمای ورودی به طول 40/1 متر به فضای اول متصل می شود ودر مجموع 25 متر می باشد که در میانه صندوق منبت با طرح های هندسی و گلدانی مقبره ام سلمه به چشم می خورد که او دختر عمو و همسر علی صالح و مادر عبدالله ثانی است که امام کاظم و امام رضا علیهم السلام به آن دو همسران صالح شایسته می گفتند .

 

1/3-بقعه چهل اختران (بقعه میانی) مدفن سکینه و بانوان فاطمی:

این بقعه بین مزار شرقی ( مدفن علی صالح و همسر و فرزندش) و مزار غربی(مدفن شاهزاده حسین )قرار گرفته است فاصله بقعه چهل اختران از بقعه شاهزاده حسین حدود پنجاه متر است و با بقعه شرقی 10متر فاصله دارد در این مزار متبرکه که یک ضریح آلومینیومی بر فراز قبری که مدفون آن بی شک از مخدرات اهل بیت است دیده می شود. از عنوان چهل اختران و نوشته های پیشینیان مشخص است که جمعی از بانوان قافله ساروق در این بقعه و اطراف آن مدفون و یا از نظرها غایب گردیده اند

 

2/3- بقعه شاهزاده حسین :

مدفون این سیدی جلیل القدر و عالم از سادات آل حسین (ع) به نام ابو محمد حسین است که حدود چهار قرن پس از شهادت امامزادگان 72 تن به ساروق آمده و با استفاده از موقعیت و نفوذی که داشته است بانی ساخت بنای امامزادگان 72 تن می گردد .

 

4-جهاد و شهادت کاروان امیران نظام :

در زمان حکومت مامون کاروانی متشکل از امامزادگان علوی و فاطمی به قصد زیارت امام رضا (ع) از کربلا وارد ایران شده و پس از طی منازل مختلف به آستانه ( شهرسه سوک ) رسیدند که والی کرج ابودلف(کارکیا ) از ورود امامزادگان مطلع و دستور دستگیری آن بزرگواران را صادر نمود . امامزادگان پس از مبارزه با صفوف دشمنان و شکست آنان راهی ساروق گردیدند که در این مبارزه تعدادی به درجه رفیع شهادت نایل آمدند . لشکر کارکیا از پا ننشسته و با هماهنگی والیان حکومت ظلم و اختناق در فراهان لشکری برای سرکوب کاروان سادات ترتیب دادند و با به شهادت رساندن شاهزاده یعقوب – شاهزاده اسحاق و اسماعیل و شاهزاده محمود باعث انکسار لشکر اسلام گردیدند .

در هنگام شب سپاهیان کارکیا شبیخونی را تدارک دیده که به شهادت جمعی دیگر از سادات منجر گردید و تعدادی از امامزادگان نیز به اطراف متواری و در نقاط دیگر به شهادت رسیدند بعد از شبیخونی اموال سادات مظلوم را تصرف و به مقرهای خویش برگشتند .

یکی از بزرگان فراهان به نام محمد بن قاسم که نمی توانست شاهد به زمین ماندن پیکر امامزادگان به زیر آفتاب سوزان باشد به دفن شاهزادگان در قلعه پایین ساروق اقدام نمود و شهدای سادات را در اطراف مرقد آن بزرگواران به خاک سپرد .

منبع : سازمان اوقاف و امور خیریه استان مرکزی (بروشور امامزادگان 72 تن ساروق)

لغت نامه دهخدا در مورد ساروق(( قصبه ای است از دهستان فراهان پایین بخش فرمهین شهرستان اراک واقع در 18 هزار گزی جنوب باختری فرمهین سر راه اراک به بزچلو- کوهستانی سردسیر – آب آن از قنات و محصول آن ارزن –بنشن- پنبه – صیفی و سیب زمینی است و 2430 تن سکنه دارد مه اغلب به زراعت و گله داری مشغولند – قالی بافی آن معروف است –راه مالرو دارد و از بزچلو اتومبیل بدان توان برد این ده یکی از قراء قدیمی ایران بوده – آثار و اماکن قدیمه بسیار دارد از جکله بنای امامزاده 72 تن که دارای 3 گنبد است که در یک زمان ساخته شده و تاریخ بنای انها سال 587 هجری قمری می باشد ))

+ نوشته شده توسط صباح در دوشنبه 4 اردیبهشت1385 و ساعت 10:50 بعد از ظهر |