تبليغاتX
جغرافیا

                                 آشنایی با روستای وفس

وفس، ووس  ((Vafs،Waus،Waūs،Vabs))

 

« وفس » نام یک « منطقه »، و « وفسی » اشاره به مردم منطقه وفس دارد.

منطقه وفس و مردم وفس همانند مناطق اطراف خود دارای تاریخ و گذشته ی بسیار دور و درازی هستند.

منطقه وفس همواره و در طول تاریخ به دلیل شرایط خاص مکانی و آب و هوایی، محمل حوادث و اتفاقات بیشماری بوده است که تنها یکی از آنها « واقعه کشتار وفس » می باشد. در این واقعه که در حدود ۳۰۰ سال قبل رخ داد؛ در حدود ۵۰۰۰ نفر از مردم مسلمان و شیعه وفس به دست « عساکر سنی آل عثمان » و « سپاهیان یغماگر افغان » کشته می شوند و همچنین در حدود ۶۰۰۰ نفر از جمعیت منطقه اسیر می شوند و به شهرهای همدان، اصفهان، کرمانشاه و... و حتی تا بغداد هم برده می شوند. « منطقه وفس » در شمال غربی استان مرکزی قرار دارد و تا همین دو سال قبل (تا سال ۱۳۸۲) به بخش وسیعی از شمال استان اطلاق می شد که دربرگیرنده ۷۱ روستا با جمعیتی در حدود ۷۷۰۰۰ نفر بود، اما متاسفانه به واسطه تلاشهای پنهانی انجام شده به وسیله بعضی از افراد فرصت طلب و سود جوی مناطق اطراف و مسئولان نالایق و همچنین سستی و غفلتی که از سوی وفسیها صورت گرفت؛ در آخرین تقسیمات، کل پیشینه تاریخی منطقه فراموش شد و « منطقه وفس » فقط و فقط به یک روستا که همان « روستای وفس » می باشد محدود گردید و آن منطقه با نام « شهرستان کمیجان » در تقسیمات جغرافیایی و کشوری مشخص گردید( « کمیجان » تا قبل از آن به عنوان یک مرکز بخش شناخته می شد). اما با این وجود، منطقه فعلی وفس یا همان « روستای وفس »، باز هم دارای شرایط و ویژگیهای خاصی می باشد که آن را از مناطق اطراف برجسته تر می سازد از جمله اینکه جمعیت فعلی این روستا، طبق آخرین سرشماری در حدود ۲۰۰۰ نفر می باشد که در فصول بهار، تابستان و پاییز، این جمعیت به دو تا چند برابر این رقم نیز می رسد و خصوصاً در ماه محرم جمعیت بسیار زیادی در روستا جمع می شود و همچنین اینکه وسعت این روستا در حدود ۲۷۰ کیلومتر مربع می باشد که به نوبه ی خود مساحت خیلی زیادی است و به طور مثال این مساحت تقریباً با مساحت کشور مالدیو برابری می نماید. دارا بودن « تاریخ و پیشینه ی بسیار طولانی »، « آثار باستانی کشف شده و کشف نشده » و همینطور « شرایط آب و هوایی کوهستانی، جنگلی و مرتعی » و نیز « حیات وحش منحصر به فرد » از دیگر ویژگیهای این روستا می باشد.

در ادامه به بعضی دیگر از مختصات و ویژگیهای این روستای زیبا اشاره می شود: موقعیت جغرافیایی روستای وفس یکی از روستاهای استان مرکزی می باشد که در شمال غربی این استان واقع است و از شمال به ساوه ، از جنوب به کمیجان، از غرب به همدان و از طرف شرق به تفرش محدود است. مساحت تقریبی آن ۲۷۰ کیلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دریا ۲۱۰۰ متر است. وفس در حصاری از کوه‌های نسبتاً بلند واقع شده است و از سمت جنوب، مشرق و مغرب در محاصره ی کوهستان قرار دارد و تنها از سمت شمال به درختستانها و باغهای میوه منتهی می شود. فاصله وفس تا شهر کمیجان ۱۸ کیلومتر و تا اراک مرکز استان ۱۲۰ کیلومتر می باشد و این روستا در فاصله مساوی از همدان، ساوه و اراک واقع شده است. روستای وفس از لحاظ ارتباطی در یک موقعیت بن بست واقع شده است؛ تنها راه ارتباطی مهم آن، جاده ای آسفالته به طول ۱۸ کیلومتر است که وفس را به کمیجان و از آنجا به سایر نقاط متصل می کند.

ناهمواری کوههای وفس بین کوههای همدان و تفرش قرار دارد و از سمت شمال شرقی به کوههای ساوه متصل می گردد، این کوهها در جنوب به صورت دیواری قرار گرفته‌اند و رشته ای از شرق به غرب کشیده شده به طوری که عبور از آن فقط از طریق « گردنه حاجی رضوان » امکان پذیر است. بلندترین قله ی این رشته کوه، « قله قلنجه » با ۲۷۰۰ متر ارتفاع می باشد. از دامنه شمالی چند رشته دیگر منشعب می شود و از جهت جنوب به شمال کشیده می شود. از ارتفاعات دیگر آن می توان به کوههای « هَرسهول »، « دی نساء »، « قلعه کهنه »، « گااُولَ »، « ماندر »، « گانِوَ »، « حاجی رضوان »، « دبرین»، « آبی رنگ »، « کلّه موشمای »، « کلّه اَیَنبار» و« کوه خیبر» اشاره کرد.

گویش وفسی(Vafsi) یکی از قدیمیترین و فقیرترین گویشها از جهت تعداد سخنگویان به آن، گویش وفسی می باشد. این گویش در منتهی الیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده می شود؛ در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقان در غرب و فرک و گورچان در شرق. این مناطق تقریبا« در یک خط فرضی واقعند که احتمالا» حدود ۲۵۰۰۰ نفر از مهاجرین و ساکنین این روستاها به این لهجه سخن می گویند؛ البته در گویش این روستاها به طور جزئی تفاوتهایی مشاهده می شود ولی اصل و مبنای آنها یکی است. این روستاها که جمعیت ساکن فعلی آنها حدود ده هزار نفر است، به مثابه نگینی نشسته بر حلقه انگشتری هستند که حلقه آن ترک زبانان در استان مرکزی و همدان است. مردم این منطقه با تمام فشارها و حوادث ناگواری که از سر گذرانده‌اند همچنان اصالت و هویت خود را محفوظ نگه داشته اند. تنها خطری که این گویش را تهدید می کند، مهاجرت بی رویه ساکنان این روستاها به شهر و تغییر زبان نسل نو که در شهرها زاده و بزرگ می شوند است. لهجه وفسی که به ‹‹ وُوسی ›› موسوم است چنانکه از هیأت آن بر می آید یکی از قدیمیترین گویش هاست که حوادث تلخ و شیرین بسیاری را در طول تاریخ دیده و فراز و نشیبهای فراوانی از سر گذرانده، گاهی تاثیر پذیرفته و گاهی موثر بوده است. عده ای بر این باورند که این گویش از دوران ماد بازمانده ، اما اطلاع دقیقی از آن به ما نرسیده است و بنا به آنچه محققین و پژوهشگران در ضمن مطالعات خود گفته اند، وفسی لهجه ای از تاتی است. آقای ابراهیم دهگان در کتاب فقه اللغه در ضمن معرفی وفس و واقعه کشتار جمعی آن، گویش وفس را ‹‹ یکی از لهجه‌های قدیم پارسی باستان و شاخه ای از تاتی ›› می نامند.‌[دهگان، ابراهیم، فقه اللغه، ص ۲۳۵] آقای دکتر معین در جلد چهارم فرهنگ خود تحت عنوان ‹‹ وفسی ››(Vafsi) منسوب به وفس، لهجه اهالی وفس نام می برند.[معین، محمد، فرهنگ] آقای افتخار زاده در کتاب گزیده ای بر دیوان همافر عراقی وفسی از قول نامبرده می نویسد: ‹‹ نامبرده زبان خویش را تاتی خوانده است. ››[افتخارزاده، نادر، گزیده دیوان همافر عراقی، مقدمه] و همچنین در مجله ‹‹ ایران کُرده ›› ‹‹ م. مغدم›› که درباره گویش دلیجان، آشتیان و وفس بحث کرده، لهجه وفس را تاتی خوانده است. اما روشن است که این گویش از پیشینه فراوانی برخوردار می باشد و ادامه زبان فارسی باستان است. چنانکه در فهلویات باباطاهر همدانی کلمات مشابه زیادی با گویش وفسی وجود دارد که به نمونه‌هایی اشاره می شود: ‹‹ دیرم›› (دارم) : تن محنت کشی دیرم خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا ‹‹ ته ›› (تو) : بی ته یارب به بستان گل مرویا ‹‹ وینم ›› (ببینم) : گرم دسترس نبی آیم ته وینم ‹‹ بَسُم ›› (بشوم، بروم) : بسم آنان بوینم که ته وینند ‹‹ بوره ›› (بیا) : دمی بوره بوین حالم ته دلبر ‹‹ سوته ›› (سوخته) : بوره سوته دلان با ما بنالیم ‹‹ واتنی ›› (گفتنی) : به کس درد دل مو واتنی نه شباهت گویش وفسی با رباعیات باباطاهر، دلیل قدمت و اصالت آن است. به عقیده راقم این سطور اگر تحقیقی جامع و همه جانبه در مورد گویش وفسی انجام گردد، دستور زبان مدون برای آن نوشته و تغییر و تحولهای تاریخی آن کشف شود شاید بسیاری از مشکلات و ابهامات زبان فارسیِ قبل از اسلام و اوایل ظهور اسلام ( که هنوز فارسی دری شکل نگرفته بود) روشن خواهد شد و چه بسا که با ریشه یابی و تعمق در آن، زبانشناسان بتوانند به بسیاری از حقایق کشف نشده دست یابند. از آنجا که این گویش به زبان فارسی بسیار نزدیک و با آن خویشاوند می باشد شناخت و بررسی آن نسبتا" آسان است. منبع : فصلنامه راه دانش(شماره ۵ )؛ گویش وفسی، مثلها و متل ها؛ غلام رضا ملایی.

تاسیسات زیربنایی و سازمانهای اجتماعی در این قسمت فقط به صورت تیتروار اسامی امکانات و سازمانهای این روستا را اعلام می کنم : آب لوله کشی از طریق حفر چاه( از سال ۱۳۵۵)، برق از طریق ژنراتور برق ( از سال ۱۳۴۷)، جاده آسفالته از کمیجان به وفس( در سال ۱۳۷۸)، پست ( از سال ۱۳۴۶)، مخابرات( تلگراف در قبل از انقلاب و تلفن در سال ۱۳۶۱)، مرکز بهداشتی و درمانی ( از سال ۱۳۴۳)، خانه بهداشت( از سال ۱۳۶۹)، مدرسه ( اولین مدرسه به شوه نوین در سال ۱۳۱۳)، کتابخانه( ابتدا در سال ۱۳۵۸ و شروع مجدد در سال ۱۳۷۳)، قرض الحسنه (در سال ۱۳۶۱)، شعبه نفت، نانوایی( اولین نانوایی سنگکی در سال ۱۳۴۸)، آسیاب، نجاری، آهنگری، مسجد، گاراژ مخصوص حمل و نقل مسافران، شرکت تعاونی روستایی( از سال ۱۳۳۹)، پاسگاه ژاندارمری( در سال ۱۳۲۵- هم اکنون بدون پاسگاه است)، شورای اسلامی، دسترسی به همه شبکه‌های صدا و سیما از طریق نصب گیرنده در روستا.

صنایع دستی ۱) تخت کشی(شیوه کشی) این حرفه جزء قدیمی ترین صنایع دستی وفس می باشد که از تاریخ پیدایش آن اطلاع دقیقی در دست نیست و منحصرا" در استان مرکزی، در وفس و سنجان که فاصله زیادی از آن دارد رونق داشته است. این نوع تخت از پارچه‌های نخی و لباسهای مندرس کرباسی تهیه می شد که امروزه بیشتر از شلوارهای کهنه لی استفاده می کنند به این ترتیب که پود آن از این پارچه‌ها و به شکل نوارهایی نازک تهیه می شود و تار آن از پوست گاو می باشد و همچنین پنجه و پاشنه تخت را نیز از پوست گاو تهیه می کنند و بعد از اتصال تار و پود به هم، دور آن را حاشیه زده و اضافات آن را می برند و تخت درست می کنند که به آن « تخت کهنه ای » یا« تخت ملکی » می گویند. این حرفه مخصوص مردان بوده و افرادی که تخت کشی، شغل اصلی آنها می باشد بیشتر در فصل تابستان و زمستان به اینکار مبادرت می ورزند و بقیه افرادی که به کشاورزی یا کار دیگر مشغول می باشند در اوقات فراغت به تخت کشی می پردازند. ۲) رویه چینی(گیوه چینی) این هنر مخصوص زنان روستا می باشد و آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامتهای مختلف، که اصطلا« آن را یک لایه یا چند لایه گویند، و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. گیوه یا مستقیما» بر روی « تخت ملکی » بافته می شود و یا ابتدا روی تخته ی مخصوص بافته می شود و بعد از اتمام کار آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند. دیگر صنایع دستی روستا عبارتند از « قالی بافی »، « جاجیم بافی »، « سبد بافی »، « تهیه نمد» و ... .

مشاهیر وفس شخصیتهای وفسی از قدیم معروف و در این روستا و خارج از این روستا دارای شهرت و آوازه بوده‌اند و تقریبا« یک سوم جمعیت ساکن روستا در تمام ادوار تاریخ را سادات تشکیل می داده‌اند و هم اکنون نیز این مطلب صادق است. دو محله از محله‌های روستا اجماعا» سادات نشین هستند و در محلات دیگر نیز کم و بیش پراکنده می باشند و بعضی از این سادات دارای کشف و کرامات بوده‌اند از جمله نقل می کنند که طایفه ای از آنها، آب را به جای نفت در چراغ می ریختند و چراغ می سوخت که از فرزندان آنان هنوز هم در وفس ساکن هستند. محله خیبر که اکثریت ساکنین آن را سادات تشکیل می دهند از قدیم بزرگان و عالمان زیادی تربیت و به جامعه تقدیم کرده است و روزگاری « خانی بر » به عنوان « بَست » بوده، یعنی اینکه اگر کسی از دست ظالمی یا مامور دولتی به آنجا پناهنده می شد کسی حق تعرض به او را نداشت و در دوران قاجار از زمان ناصرالدین شاه، جوانان سادات از خدمت نظام معاف بودند و پیوسته علما و بزرگان، زعامت مذهبی مردم را عهده دار بوده، مسند قضاوت دایر کرده به حل دعاوی می پرداختند. در ذیل نام بعضی از این علما و مکتب داران را که در دوره ای در حدود ۳۰۰ سال قبل تا کنون می زیسته‌اند را ذکر می کنیم: قاضی جعفر، قاضی شمس الدین، سید اسدالله، ملاشاه بابا، شریعتمدار، میرزا ظهیر الدین، سید ساجد الدین، سید نورالدین، میرزا لطیف، میرزا طاهر، میرزا رضی، میرزا حبیب، سید مبین، شیخ مهدی، میرزا محمد آقا( صاحب کتاب « گلهای محمدی »)، میرزا عبدالباقی، میرزا شفیع، میرزا یاسین، آقا صادق، امام جمعه و دیگر بزرگان که همه از جاه و منزلت ویژه ای برخوردار بودند و اعقاب و اخلاف آنان هنوز در وفس زندگی می کنند و بعضی هنوز در لباس روحانی امور مذهبی مردم را عهده دار هستند. از مردان علمی و ادبی وفس می توان به شخصیتهای بزرگی چون « آیت الله شیخ عبدالنبی وفسی عراقی»، « سید عبدالحمید( اولین شهید مشروطیت )»، « همافر عراقی »، « میرزا رفیعا »، « ابوالقاسم خاکی» و دیگر بزرگان اشاره کرد.

مطالبی که در بالا بیان گردید تنها به عنوان مشتی از خروار اطلاعات موجود در مورد این روستا و مردم آن می باشد؛ امیدوارم در آینده بتوانم آنها را کاملتر کنم. همچنین علاقه مندان به وفس و وفسی می توانند اطلاعات بیشتری را در « وبلاگ روستای وفس » که آدرس آن در زیر بیان گردیده، مشاهده نمایند.( http://www.vafs.blogfa.com)

 

+ نوشته شده توسط صباح در یکشنبه 4 دی1384 و ساعت 10:8 بعد از ظهر |

آشنایی با مناطق گردشگری

 شهرستان دلیجان

غار چال نخجیر

غار چال نخجير در 5 کيلومتري غرب شهر نراق در 34 درجه و 2 دقيقه طول شرقي و 50 درجه و 45 دقيقه عرض شمالي قرار گرفته و دهانه غار از سطح  دريا حدود 1660 متر مي باشد. اين غار قدمتي هفتاد ميليون ساله دارد. عامل اصلي و اوليه بوجود آمدن اين غار،گسل معکوسي مي باشد که در منطقه  عمل کرده است و پس از گذشت ميليون ها سال به گونه کنوني خود در آمده است.  
به عبارت ديگر مي توان غار مورد نظر را از نوع تکتونيکي به حساب آورد و
 چگونگي تشکيل آن را به اين گونه روشن نمود که در اثر بوجود آمدن درزه ها و شکاف و در مواردي گسل در سنگها بوده و در مرحله بعدي،آبهاي حاصل از  ريزشهاي آسماني که گاز کربنيک دار شده و خاصيت اسيدي پيدا کرده در  شکستگيهاي سنگها نفوذ کرده و با انحلال کربنات کلسيم موجب گسترده تر شدن شکستگيها و در پايان پس از ميليونها سال آنچه هم اکنون مي بينيم پديد آمده استوب شرقی استان مرکزی با 70 میلیون سال قدمت یکی از زیباترین غارهای طبیعی جهان به شمار میرود. این غار در منطقه ای به نام چالنخجیر در حدود مابین نراق و دلیجان واقع شده  است. کارشناسان آن را مربوط به دوبه سوم زمین شناسی می دانند و با توجه به مناظر کم نظیر  اهمیت ویژه ای در امر جذب جهانگردان جهان دارد.

با توجه به قرار گرفتن غار در دامنه کوه دسترسی به آن بسیار آسان بوده و بازدیدکنندگان به راحتی قادر به بازدید این محل می باشند. تنوع سنگ های موجود ، سنگهای کریستال با شکلهای مختلف مثل آبشار ، زیبایی خاصی به غار داده است به طوریکه هر بیننده ای را به شگفتی وامیدارد.

غار دارای یک حوضچه بسیار بزرگ نیز می باشد که بنوبه خود به ارزش آن افزوده است. این غار در سال 81 در آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. و برنامه های زیادی جهت ایجاد اماکن گردشگری در کنار غار تهیه شده است.

قرار گرفتن غار در کنار ابنیه تاریخی نراق یک محیط کاملا توریستی را بوجود آورده است. و با این تنوع می توان به رونق صنعت گردشگری در منطقه امیدوار بود.

دره آبشتا

این منطقه در فاصله سه کیلومتری شمال غربی شهرنراق  در امتدا کوه ال (OL)  قرار دارد. به جرات می توان گفت در منطقه شهرستان دلیجان چشم اندازی به زیبایی آن وجود ندارد . در انتهای این دره ، آبشار فصلی وجود دارد که نراقیها آن را گیسو می نامند. علت این نماگذاری رویش گیاه پرسیاوش در محل آبشار است که خاطره گیسوان بلند را تداعی می کند. ارتفاعات این دره دارای شیب منفی و بسیار مناسب برای صخره نوردی است و چنانچه نسبت به تجهیز و سرمایه گذاری آن اقدام گردد می تواند در آینده یکی از کانون های فعال جذب گردشگر باشد .شهرداری نراق در حال تهیه طرح پارک طبیعی برای این مکان می باشد که چنانچه این موضوع تحقق پیدا کند طبیعت نراق در کنار جاذبه های دیگر آن به پناهگاه ساکنان شهرهای مجاور تبدیل شده و مردم در زمان اوقات فراغت خود  از دیدن این مناظر طبیعی لذت خواهند برد . در حال حاضر این مکان با توجه به اینکه حداقل امکانات رفاهی را هم ندارد در ایام تعطیل و بخصوص تابستان پذیرای خیل عظیمی از شهروندان نراق ، دلیجان ، محلات و کاشان می باشد

 

 

+ نوشته شده توسط صباح در یکشنبه 4 دی1384 و ساعت 9:19 بعد از ظهر |

ژئو مورفولوژی کویر میقان

کویر میقان به وسعت ۱۲۰ کیلومترمربع در شمال شرقی اراک واقع است و در سالهای اخیر گسترش زیادی داشته است که در بخشهای شرقی آن اقداماتی در جهت جلوگیری از پیشروی کویر به عمل امده است و اکنون از بخشهای مرکزی آن سولفات سدیم استخراج میگردد .

زمین شناسی حوضه میقان اراک

حوضه رسوبی میقان متشکل از دریاچه فصلی توزلوگل ،دشت های آبرفتی فراهان و اراک،مخروط افکنه ها و کوهپایه ها است این حوضه متعلق به کمربند ولکانیکی ارومیه - دختر بوده و بخش وسیعتر آن در زون سنندج- سیرجان قرار دارد که با رویدادهای تکنونیکی مزوزوئیک متحمل چین خوردگی ، گسل خوردگی ، ماگماتیزم گردیده است .کهن ترین ته نشست منطقه متعلق به پرمین است که در جنوب خاوری هفتاد قله است .بخش شمالشرقی حوضه در کمربند ولکانیکی ارومیه - دختر در دوره کواتر نر فعال تر بوده است .

نهشته های کواتر نر سطح حوضه میقان را پوشانده و ضخامت این رسوبات به حدود 500تا 700 متر تخمین زده شده است سرعت رسوبگذاری در کویر میقان در حدود5/2 متر در هزار سال بوده. در حوضه میقان رویداد تکتونیکی با شدتهای متفاوت عمل نموده است در شمال و شمالشرقی نهشته های ابرفتی ولکانیکی ضمن چین خوردگی خفیف با رویداد پاسادتین به میزان 200متر افزایش یافته است و ارتفاع این تراست ها 5/3 تا 4 متر است و در حوالی داود اباد ارتفاع تراسها به 5/1 متر می رسد .

حوضه رسوبی میقان به احتمال فراوان در ابتدای کرومرین به وجود آمده است و علت ایجاد آن تشكيلات نهشته های آبرفتی - ولکانیکی شمال شرق حوضه است که این نهشته ها با حرکات تکتونیکی انتهای کرومرین حدود 200 متر بالا آمده اند قبل از تشکیل این رسوبها و فرایش تکتونیکی آنها آبهای دشت اراک به سمت شمال شرق حرکت کرده و از طریق تنگه راهجرد به شمال ارتفاعات این محل تخلیه شده و به رودخانه قمرود پیوسته اند اما تشکیل این رسوبات و فرایش تکتونیکی آنها سدی در راه عبور این جریان ایجاد نموده است و حوضه بسته میقان را بوجود آورده است .

کویر میقان

یکی از اشکال ژئومورفولوژیکی در حوضه میقان کویر میقان است که دارای سطح نمکی بوده و در آب و هوای مرطوب تشکیل شده است 94 درصد از سطح ان را دریاچه فصلی توزلوگل از قشر نمک پوشانده و محل اختتام آبهای حوضه می باشد رسوبات این پلایا عموما از جنس رس و سیلیت بوده و در حاشیه ان رسوبهای تبخیری ناشی از جریان آبهای سطحی برجامانده اندبخشهای جنوبی کویر رسوب های رس و سیلیت و نمک سدیم سطح سخت و متراکم را بوجود آورده است وبر اثر فرایند تبخیر حرکت اب از پایین به بالا اشکال چند ضلعی تشکیل گردیده در شمال غربی کویر بر اثر فعالیت باد تپه های ماسه ای ایجاد گردیده است در کویر میقان تبخیر کمتر از میزان آبی است که به منطقه وارد می شود و در نتیجه باعث تشکیل دریاچه موقتی میگردد .سطح کویر صاف و هموار است و از رسوبهای نرم و ریز تشکیل شده است و بیشترین آن رسوب رس می باشد و این بیانگر اقلیم مرطوب در گذشته می باشد که تخریب مکانیکی و شیمیایی در حوضه باعث حمل موار رسی به ان گردیده است و قسمت جنوبی به علت وجود سولفات سدیم بسیار سخت و غیر قابل نفوذ است .کویر میقان دارای تغییرات فصلی و سالان می باشد در زمستان و بهار که میزان بارنگی زیاد است سطح ان را آب گرفته و به دریاچه تبدیل می شود و در تابستان به علت تبخیر شدید قشر نمکی سخت آن را می می پوشاند و اشکال مختلف نمک را در سطح کویر بوجود می اورد در اثر گسترش کویر میقان زمینهای زراعتی روستاهای ویسمه و داود اباد و مبارک اباد و میقان در حال تبدیل شدن به بیابان و کویر می باشند در سال 1361 ایستگاه تثبیت شن توسط اداره کل منایع طبیعی در نزدیکی کویر ایجاد شد و چند سالی است که با پیشروی کویر با کاشت گونه گیاهی قره داغ آتریپلکس موجب کند شدن پیشروی کویر شده اند.پوشش گیاهی در حاشیه کویر ضعیف است و تنها در شمال غرب و جزایر میانی که سفره آب زیر زمینی بالاست گونه های گیاهی Frankenia salsola Atriplezx دیده می شود که به علت تبخیر و تعرق این گیاهان سطح ایستابی در فصل تابستان پایین می رود و گونه ها برای دستیابی به ریشه های خود پایین میروند و همزمان با رشد کردن از حرکت ذرات ماسه ها جلوگیری نموده و باعث تشکیل نبکا در حوالی داود آباد میگردند ارتفاع این نبکاها به 5/2 تا 5/1 متر می رسد و بصورت چتری روی تپه را می پوشانند .(منبع : سایت پرشین ژئو )

 

 

+ نوشته شده توسط صباح در یکشنبه 4 دی1384 و ساعت 9:17 بعد از ظهر |